معرفی کتاب آداب دنیا

کتاب «آداب دنیا» نوشته‌ی یعقوب یادعلی ( -۱۳۴۹) نویسنده و فیلم‌ساز ایرانی و برنده جایزه ادبی گلشیری است. این کتاب پس از یازده سال سکوت و بعد از یکی از مشهورترین رمانهای فارسی معاصر یعنی «آداب بی‌قراری»‌ منتشر شد. رمان تازه یادعلی نیز چون نخستین اثر او‌، رمانی نفس‌گیر است. نویسنده در این اثر درعین پای‌بندی به واقع‌گرایی، روحی متافیزیکی را احضار می‌کند که در آن چهره‌های عجیبی از شخصیت‌هایش پنهان شده‌اند؛ چهره‌هایی که با جلو رفتن داستان از سایه بیرون می‌آیند…

کتاب آداب دنیا داستان یک پلیس خسته و توبیخ‌ شده است که درگیر یک پرونده‌ی عجیب می‌ شود. پرونده‌ ای که پای او را به ویلایی در حوالی اصفهان باز می‌کند. ویلایی که براساس نگاهی آرمانی ساخته شده و ساکنانش را گرد هم آورده ‌است. همزمان عشقی قدیمی در این میانه ظهور می‌کند و…

ساکنان ویلا به‌ ظاهر معمولی هستند اما هر یک رازی دارند و اتاقی هم وجود دارد که درِ آن نباید باز شود و…

کتاب آداب دنیا با اتفاق‌ های ریز و درشت غیرقابل‌ پیش‌ بینی جلو می‌ رود.

من جزو اون دسته از آدم هام که نوروز به شنبه بخوره که برم سراغ رمان ایرانی، هر وقت هم که یکی بهم یه رمان ایرانی پیشنهاد میکنه من به شدت در مقابلش مقاومت میکنم. شاید این نگرش به هدف آدم ها از خوندن کتاب ربط داشته باشه، اینکه شما از کتابی که میخونید چه انتظاری دارید؟

من به شخصه عاشق رمان های فانتزی ام، رمان های بی زمان و مکان، بی قاعده و قانون، رمان هایی که تو رو درگیر قواعد دنیای عادی نمیکنن بلکه مثل بادبادک رهات میکنن تو آسمون خیال و اجازه میدن به هر سو پرواز کنی.

داستان های ایرانی، اما به شدت شما رو درگیر چارچوب دنیای واقعی میکنند. دنیایی که برای من و شما به عادت روزمره تبدیل شده، چیزی که همیشه جلوی چشم ههست و اغلب هم به شدت سیاه و انزجار بر انگیز.

وقتی یکی از دوستان کتاب آداب دنیا رو به من پیشنهاد کرد، من طبق عادت همیشگی ام در مقابل پیشنهادش جبهه گرفتم و گفتم به جز بزرگان ادب فارسی سراغ هیچکسی نمیرم، اما دیدم تعریف ها از این رمان یکی و دو تا نیست. از اونجاییکه رمان های فارسی معمولا خوش خوان هستند و اگر صبح بگیری دستت تا عصر به آخر می رسند، ریسک کردم و شروع کردم به خوندنش.

کتاب آداب دنیا تونست منِ سخت پسند رو راضی کنه. یه رمان چند وجهی که عین یه کلاف در هم پیچیده و نویسنده بهتون اجازه نمیده به پرش فکر دچار شید یا ذهنتون لحظه ای درنگ کنه.

نسیم، نسیم است. حتی اگر برگی را تکان ندهد، یا شوخ و شنگ به هرجا سرک نکشد. اما نسیمی که حرف نزند، بدجنس است. تازه اگر بی موقع در یک پس از ظهر اوایل فروردین بوزد.

خیانت، مثلِ سوختگیِ پشتِ دست است؛ خوب می‌شود، پوستِ تازه در می‌آید، رنگ و شمایلش امّا هیچ‌وقت مثلِ قبل نمی‌شود، همیشه هم جلوی چشم است، هر وقت نگاهت بهش بیفتد، آرام دست را پشت‌ورو می‌کنی یا می‌بری زیرِ میز. اگر هم ازت بپرسند، مجبوری لبخند بزنی و بگویی چسبیده به لبه‌ی داغِ فِر یا آب‌جوش روی آن ریخته.

امورات آدم پا به سن گذاشته خیلی هم چاق تر از موتور یک پرشیا نمی چرخد که به روغن سوزی افتاده…

وقتی می روی آن ور، تازه می فهمی محله ات را، کشورت را، نامردی ها و همه ی نکبتش را چه قدر دوست داری.

مرگ و تولد هیچ وقت خسته کننده نمی شوند. هر دو فقط یک بار اتفاق می افتند، اما… مرگ قابل تحمل تر هست: اگر کسی بخواهد، می تواند، محل،نحوه و زمانش را انتخاب کند، درست خلاف تولد که به اجبار می رود توی پاچه ی آدم و راه گریزی هم نیست.

اطلاعات کتاب

  • کتاب آداب دنیا
  • نویسنده : یعقوب یادعلی
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۲۱۳
  • قیمت:۳۷۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *