معرفی کتاب اولین تماس تلفنی از بهشت

اولین تماس تلفنی از بهشت اثری دیگر از نویسنده‌ی کتاب‌هایی محبوب مثل سه‌شنبه‌ها با موری و در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند و شاید جادویی‌ترین و پرهیجان‌ترین کتاب میچ‌البوم باشد- کتابی اسرارآمیز و مراقبه‌ای از جنس قدرت پیوندِ انسانی. روایتِ این کتاب حرکتی نرم و دل‌نشین دارد میان ماجراهای اختراع تلفن و روابط عاشقانه‌ی گراهام بل تا دنیایِ امروزِ ما که درگیر این اختراع است. اولین تماس تلفنی از بهشت داستانی است غریب از عشق و تاریخ و ایمان.

هر زندگی دو داستان دارد: داستانی که زندگی‌ می‌کنید و داستانی که دیگران تعریف می‌کنند.

یک روز صبح، در شهری کوچک به نام کولدواتِر، چند تلفن زنگ می‌خورد. آن طرفِ خط کسانی هستند که می‌گویند از بهشت تماس گرفته‌اند؛ یکی با مادرش حرف می‌زند و یکی با خواهرش، هر کسی با عزیزی از دست رفته. آیا معجزه‌ای غریب رخ داده؟ یا فریبی بزرگ در کار است؟ وقتی اخبارِ این تماس‌های عجیب پخش می‌شود، غریبه‌ها دسته‌ دسته به شهر سرازیر می‌شوند تا آن‌ها هم بخشی از این معجزه باشند.

شهر کوچک و حتی دنیای انسان‌ها با این معجزه زیروزبر شده؛ اما همیشه در هر معجزه‌ی شادی‌بخشی اندکی اندوه هم هست. همیشه در معجزه‌ای که مردم را به هم نزدیک می‌کند، اندکی تنهایی هست. مردی هست که دوست ندارد بپذیرد چنین معجزه‌ای رخ‌داده، چون همسرش با او تماس نمی‌گیرد تا مرهمی بر زخم دوری‌اش باشد؛ مادری از یادآوری اندوه فقدان پسرش دوباره افسرده می‌شود… اما معجزه مسیر خود را دارد؛ خبرنگاری که به معجزه باور ندارد، بیش از هر کس دیگری زندگی‌اش از نو تعریف می‌شود؛ مردی که با دیگران تلخ است، یاد می‌گیرد محبت کند؛ مردی هم یاد می‌گیرد معجزه حقیقت دارد…در بخشی از رمان میچ آلبوم می‌خوانیم:

چند روز پیش از آن‌که بقیه‌ی دنیا از معجزه‌ی کلدواتر باخبر شوند، جک سلرز با صورتی اصلاح‌کرده، پیراهن آبی بدون چروک، موهای به‌عقب‌ شانه‌ شده، در آشپزخانه‌ی سوخته‌ی تس رافرتی ایستاده بود. به تس نگاه می‌کرد که قاشقی قهوه‌ی فوری در فنجان قهوه‌ی آماده‌اش ریخت.

تس گفت: «این‌طوری کافئینش بیشتر می‌شود. سعی می‌کنم بیدار بمانم؛ شاید آخر وقت هم تلفن زنگ خورد.»

جک سرش را به نشانه‌ی تأیید تکان داد. نگاهی به اطرافش انداخت. آتش به طبقه‌ی پایین آسیب چندانی نزده بود؛ فقط دودش باعث شده بود دیوارهای قهوه‌ای مثل نان نیمه‌تُست دیده شوند. چشمش به دستگاه پیغام‌گیر قدیمیِ روی کابینت افتاد که از آتش‌سوزی جان سالم به در برده بود، و البته تلفن عزیزترازجانِ تس، مدل دیواری «کورتلکوی» بژ، که سر جایش قرار گرفته بود، یعنی در سمت چپ کابینت‌ها به دیوار آویزان بود.

«همین یک تلفن را داری؟»

«این‌جا خانه‌ی قدیمی مادرم است. او این‌جا را همین‌طوری که هست دوست داشت.»

«تماس‌های تو هم همیشه روزهای جمعه است؟»

تس کمی مکث کرد. «این سؤال‌ها که تحقیقات پلیسی نیست، هست؟»

«نه، نه. من هم مثل تو سردرگمم.»

باید از اول شروع کنی. همه همین را می‌گویند. اما زندگی که شطرنج نیست؛ آدم وقتی محبوبش را از دست می‌دهد که دیگر واقعا نمی‌تواند «از اول شروع کند». بیش‌تر چیزی است شبیه « ادامه دادن بدون او».

علاوه بر تمرکز بر مسائل وابسته به خداوند و اعتقاد و ایمان افراد، این کتاب بر خلاف کتاب‌های دیگر زمینه‌های معما‌گونه‌ای دارد که رفته‌رفته به روشن شدن حقیقت داستان کمک می‌کند. به وجود آمدن روزنه‌ای از این امید که انسان‌ها می‌توانند با عزیزانی که از دنیا رفته‌اند ارتباط برقرار کنند، یک تجربه‌ی غیرقابل وصف برای شخصیت‌های داستان و خوانندگان رقم می‌زند و سوالات فلسفی زیادی را پیرامون جهان پس از مرگ بوجود می‌آورد که ممکن است برای بسیاری خوشایند باشد اما به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران چنانچه اسم آلبوم روی کتاب وجود نداشت این کتاب اساساً قابل چاپ نبود، چرا که در‌بر‌دارنده‌ی خصوصیات یک کتاب خوب به معنای واقعی نیست.

مشخصات کتاب

  • عنوان: اولین تماس تلفنی از بهشت
  • نویسنده: میچ آلبوم
  • ترجمه: ندا نامور کهن
  • انتشارات: قطره
  • تعداد صفحات: ۳۷۲
  • قیمت: ۵۰۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *