معرفی کتاب تاریخ اجتماعی مردن

جامعه به ما می گوید چگونه بمیریم
آلن کلهیر با کتاب تاریخ اجتماعی مردن ضمن بررسی الگوهای عمده مردن در سراسر تاریخ و گستردن چشم انداز ما به داستان مرگ انسان ها ، مردن در دوران کنونی و چالشهای هر مردنی را با شاخصه های اقتصادی و فرهنگی هر دوره تحلیل می کند.


هایدگر می گوید مردن هریک از ما کاری است ویژه خودمان. هیچ کس دیگری غیر از ما نمی تواند آن را انجام دهد. وقتی به مردن می اندیشی در مواجهه با مرگ به سرعت نهایی در نظر مجسم می شود . بی تردید این تنهایی هراس انگیز است . شاید از همین روست که در ادبیات و فلسفه و روانشناسی مسئله مرگ عمدتا از لحاظ فردی مطرح شده است. داستان مشهورتر تولستوی، مرگ ایوان ایلیچ، نمونه‌ای بارز از این نگرش و مسئله مردن است .ایوان ایلیچ که قاضی موفق و ثروتمندی است به بیماری مبتلا می‌شود و به بستر مرگ می‌افتد .کتاب ، شرح تاملات ایوان در مواجهه با مرگ قریب الوقوع اش است . از انکار ، خشم ، افسردگی و در نهایت تسلیم و پذیرش او می گوید . ایوان در برابر مرگ تنهاست بسیار تنها.


با همه این اوصاف مرگ جنبه‌های اجتماعی مهمی دارد که اغلب نادیده گرفته می شود . هر انسان روابطی بسیار پیچیده با انسانهای دیگر است. با مرگ هر انسان بسیاری از روابط از میان می‌رود و روابط جدیدی شکل می‌گیرد و این شبکه اجتماعی ناگزیر خود را بازسازی می کند. رابرت سالمن فیلسوف آمریکایی می‌گوید چیزی که از چشم فیلسوفانی نظیر هایدگر پنهان می ماند این است که “من می خواهم زندگی کنم به خاطر انسان های دیگر، می خواهم زندگی کنم به خاطر عشق ورزیدن، به خاطر اینکه غرق اهدافم شوم، من بخشی از جهان دیگرانم همانطور که آنها بخشی از جهان من اند.”
در کتاب تاریخ اجتماعی مردن الن کلهیر “مردن” را به مثابه برساختی اجتماعی می نگرد . میان “مردن” و “مرگ” باید تمایز قائل شد ؛مرگ رویداد است و مردن فرآیندی است که به این رویداد ختم می شود . وقتی چیزی را بر ساخته می دانیم اصلی‌ترین ادعایی که مطرح کرده‌ایم این است که آن چیز امری “امکانی” است ؛ یعنی می‌توانست طوری دیگری باشد . برای نمونه وقتی گفته می‌شود “جنسیت” برساختی اجتماعی است ، ادعای اصلی این است که نقش هایی که بنابر سنت فرهنگ به دو جنس داده می شوند امری امکانی است نه ضروری یا طبیعی.


کلهیر در تاریخ اجتماعی مردن به این مسئله می پردازد جامعه و فرهنگ در شکل‌گیری تجربه ها و تصور های ما از مردن چه نقش مهمی دارند . مردن ، آن گونه که در این کتاب بیان می‌شود ،

《از این منظر با زندگی سر و کار دارد که ما در فضای پر اضطراری زیست می‌کنیم که زاده آگاهی از این نکته است که مرگ خیلی زود ما را شکار خواهد کرد. در اینجا از مردن به مثابه پیش‌بینی خود آگاهانه مرگ قریب الوقوع و دگرگونی های اجتماعی ایجاد شده در سبک زندگی که به دست خودمان و دیگران و بر اساس همین آگاهی شکل گرفته‌اند ، صحبت می‌شود .》صفحه ۵۱


در این بررسی تاریخی انسان امروزی محصول گذر از چهار دوره است؛عصر سنگ ،عصر یک جا نشینی، عصر شهرنشینی و عصر جهانشهری و بر همین اساس کتاب به چهار بخش اصلی تقسیم شده است نویسنده در هر یک از این دوره‌ها به دنبال یافتن پاسخ این چند پرسش است : زندگی در طول این عصر چگونه جریان داشته است ؟ چرا ما انسان ها در خلال فرآیند مردن طوری زندگی می‌کنیم که گویا اغلب مبتنی بر روش های از پیش تعیین شده است ؟ الگوهای تکرار شونده اجتماعی و روانی که در این دوران ها می بینیم از کجا پدید آمده اند؟روح زمانه ،که مسئول حالات روحی و رفتارهای اجتماعی است ،کدام است؟ برای پاسخ به این پرسش ها در فصل نخست هر بخش، خصوصیات برجسته فرهنگ غالب آن دوره بیان می‌شود و در فصل دوم شکل قالب مردن که در آن زمان مرسوم بوده است توصیف می‌شود ؛ مثلاً می‌بینیم که

《جهان مرگ در دوره سنگ ، جهان مرگ ناگهانی است . قائل شدن به هرگونه آداب نهادینه برای مردن در این دوران تقریباً بی معناست》 صفحه ۵۲

اما عصر یک جا نشینی زمان تولد “مرگ خوب” است . در این دوره 《ناآگاهانه گرفتار مرگ شدن در بهترین حالت ، گواه بد اقبالی بود و در بدترین حالت تراژدی گونه . خودآگاهی از فرا رسیدن مرگ به اولین مشخصه مرگ “خوب” تبدیل شد زیرا ویژگی اجتماعی مهم آن فرد را به دیگران نشان می داد.》 مثلاً از نظر یهودیان باستان برخی از خصوصیات مرگ خود عبارتند از :

《 عمر طولانی ، مردن در آرامش به معنای وضعیت نسبتاً آرام از نظر پزشکی و اجتماعی ، دفن شدن در زمین خود، داشتن توانایی اذعان ، مشارکت یا تایید مجدد بر تداوم موجود میان نیاکان خود و ورثه 》صفحه ۱۵۳


در نهایت در فصل سوم هر بخش ، از توجیهات فرهنگی آن دوره بحث می شود یا به عبارتی روانشناختی اجتماعی آن دوره بررسی می شود . موضوع بحث این است که:

《 در هر دوره‌ای از تاریخ بشر و در هر جامعه ای که سبک خاصی از مردن را به رسمیت می شناسد، افرادِ در حال مرگ و همراهانشان بازیگران فعالی هستند که در یک یا چند محل در تجربه مردن ایفای نقش می کنند. روانشناسی اجتماعی و شرایط مختلف مُردن ، در همه جا و همه زمان ها ، افراد در حال مرگ را به مشارکت در این فرایند تشویق کرده است.》 صفحه ۲۷۹

باید اذعان کرد که مطالعه کتاب کلهیر ، به ویژه در پاره‌ای بخش های نظری تر، کار چندان ساده ای نیست و دقت و حوصله می طلبد ، اما گزارش تاریخی دقیق و بررسی‌های تحلیلی هوشمندانه اش بی‌تردید پاداش صبر خواننده را می دهد. کلهیر در این کتاب ما را به سفری اکتشافی در طول تاریخ می برد ؛ سفری دو میلیون ساله که طی آن می‌بینیم نگاهمان به مردن با تغییر احوال جامعه بشری چه اندازه دگرگون شده است . این تغییر نگرش با توجه به آنچه در آغاز درباره تنهایی در برابر مرگ گفته شد شگفت‌انگیز است . مطلب را با گفته ای از هایدگر آغاز کردم اما شاید مطالعه این کتاب اهمیت و همینطور معنای یکی دیگر از نظرات و گفته های مشهور او را بهتر آشکار کند؛ این که می گوید :

《هستی ما هستیِ معطوف به مرگ است.》

در واقع ، سراسر هستی ما فرایندی است که به واقعه مرگ ختم می شود . مطالعه کتاب کلهیر نشان می‌دهد که اگر نیک بنگریم ، در تمام طول زندگی مشغول مردن هستیم.

مشخصات کتاب

  • عنوان: تاریخ اجتماعی مردن
  • نویسنده:   آلن کلهیر
  • ترجمه: قاسم دلیری
  • انتشارات: ققنوس
  • تعداد صفحات: ۴۲۴
  • قیمت : ۴۲۰۰۰ تومان
  • این مطلب برگرفته شده از مجله رود_ شماره ۲_صفحه۵۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *