معرفی کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد

قصه‌های جنگ پایانی ندارد. جنگ‌ها همیشه تا سالیان سال پس‌از پایان، همچنان قربانیان خود را می‌گیرند. جنگ جهانی دوم یکی از بزرگ‌ترین فجایع بشری است که تعداد انسان‌هایی که تحت تاثیرش قرار گرفتند، از شماره خارج است. دختران و زنان روسی زیادی در این جنگ برای ارتش اتحاد جماهیر شوروی جنگیدند، دخترانی که هرگز قهرمان جنگ به حساب نیامدند.

کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد، روایت مستند این زنان است زنانی که بهترین سال‌های جوانیشان را در جنگ گذراندند و سرنوشتشان برای همیشه زیر سایه‌ی جنگ باقی مانده است. خانم سوتلانا آلکسیویچدر این کتاب صدای این زنان سرباز شده است و جنگ را از دریچه‌ی نگاه آنان روایت کرده است. هرکسی که به روح انسان علاقه‌مند است باید کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد را بخواند.

کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد در چند سال اخیر به یکی از مشهورترین کتاب‌های جهان با موضوع جنگ تبدیل شده است. این رمان درباره زنان روسی‌ است که در جنگ جهانی دوم در جبهه حضور داشتند و با آلمان‌ها جنگیدند.

غالباً حضور زن در جبهه و خط مقدم، با توجه به کتاب‌‌ها و فیلم‌‌هایی که خوانده‌‌ایم و دیده‌ایم در نقش پرستار و امدادگر خلاصه می‌شود ولی این کتاب داستان زنانی را تعریف می‌کند که اسلحه دست گرفتند و در خط مقدم مثل یک سرباز به دشمن حمله کردند، تک‌ تیرانداز بودند، پارتیزان بودند و در جنگل زندگی می‌کردند، مین‌ روب بودند، حتی فرمانده شدند و سربازان مرد را فرماندهی می‌کردند. یک عده دیگر هم در نقش پرستار و پزشک و آشپز و حتی خواننده، به جبهه خدمت می‌کردند.

کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد روایت پر فرازو نشیب از روزگار و خاطرات زنانی که در ارتش اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم جنگیدند و حالا بعد از سال‌ها از کابوس‌ها، تنهایی و هول‌ های‌شان می‌گویند. نویسنده چند صد نفر از این زنان را می‌یابد و با تمام‌شان حرف می‌زند. از هر قشری هستند؛ پرستار، تک‌تیرانداز، خلبان، رخت‌ شور، پارتیزان، بی‌سیم‌ چی و…

سوتلانا الکسیویچ (۱۹۴۸) اولین نویسنده‌ی تاریخ است که به خاطرِ نوشته‌هایش در ژانر مستندنگاری جایزه‌ی ادبی نوبل را در سال ۲۰۱۵ از آن خود کرد.

در قسمتی از پشت جلد کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد آمده است:

کتاب گاه شامل چنان لحظاتی می‌شود که فراتر از خوانده‌ها و شنیده‌های مرسوم است درباره‌ی جنگ. بی‌پرده و عریان است و ناگهان مادری را به ما نشان می‌دهد که برای عبور از خط بازرسی آلمان‌ها بچه‌اش را نمک‌اندود می‌کند تا تب کند و سربازان بهراسند از تیفوس و او بتواند در قنداق بچه‌ی گریان با پوست ملتهب سرخ‌شده دارو ببرد برای پارتیزان‌ها… و این کتاب چنین آدم‌هایی است…

جنگ چهره‌ی زنانه ندارد یک کتاب مستند است. حتی شاید بتوان آن را یک اعتراف‌نامه نامید. جنگ چهره‌ی زنانه ندارد روایت خاطرات دختران و زنان روسی‌ ‌است که زمان «جنگ جهانی دوم» رویاهای دخترانه‌شان را به فراموشی سپردند و سرباز شدند. حضور زنان در جنگ به شکل معمول در نقش‌هایی مانند پرستاری و پزشکی بوده است. کمتر زنانی در تاریخ بوده‌اند که در خط مقدم جبهه حضور داشته‌اند. جنگ چهره‌ی زنانه ندارد روایت این زنان و دختران است. دختران جوانی که همگام با مردان اسلحه به دست گرفتند، تیراندازی کردند، پل ها را منفجر کردند و در جنگ مقابل قوای آلمان‌ها و اسیر و کشته شدند، تعداد این دختران به بیش از ۵۰۰ هزار نفر می‌رسد.

سوتلانا آلکسیویچ، نویسنده کتاب چهار سال به جمع آوری اطلاعات پرداخت تا این کتاب را بنویسد. او در این چهار سال به بیش از صد شهر و روستا سر زد و با آدم‌های زیادی سخن گفت. زنانی که بسیاری از آن‌ها از بیان رنجی که کشیده بودند امتناع می‌کردند. نتیجه‌ی تلاش خانم آلکسیویچ شاهکاری است که دردنامه‌ی زنان روسی‌ سرباز جنگ جهانی است. انتشارات شوروی درباره‌ی کتاب خانم آلکسیویچ گفته است:« این کتاب گزارش زنده‌‌ای از گذشته‌ای دور است که سرنوشت همه‌ی ملت روسیه را تحت تاثیر قرار داد.»

خانم آلکسیویچ این کتاب را از روایت این ماجراجویی خودش آغاز کرده است و در فصل‌های بعدی کتاب روایت‌های آدم‌های مختلف را از زبان خودشان آورده است. اگر به نام‌های نوشته شده  پایین این خاطرات و مسئولیتی که در جنگ داشته‌اند نگاه کنیم، بهت زده خواهیم شد؛ تک تیرانداز، فرمانده ادوات ضد هوایی، مین روب، مسلسل چی. این زن‌ها این شکل زندگی را تجربه کرده‌اند. تجربه‌ای که حتی اندیشیدن به آن هولناک به نظر می‌رسد.

کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارداولین بار سال ۱۹۸۸ منتشر شد. در مقدمه‌ی مترجم کتاب آمده است جنگ چهره‌ی زنانه ندارد اولین کتاب از پنج‎‌گانه‌ای اثر خانم سوتلانا آلکسیویچ است که «صداهایی از آرمان شهر» نام گرفته است.

روزی که تصمیم به خواندن این کتاب گرفتم مدام با خودم فکر می‌کردم چطور یک نویسنده توانسته سیصد و خرده‌ای صفحه فقط در مورد پرستارهایی که در جنگ حضور داشتن بنویسد. بعد حدس زدم چون نویسنده زن هستش، پس حتما کلی احساسات میان داستان‌ها گنجانده و حتما قصه‌ها کشیده شده‌اند به سمت سانتی مانتالیسم. بعد که کتاب به دستم رسید و توانستم یادداشت پشت جلد را بخوانم دیدم تمام روایات مستند هستند و تعجب من وقتی به اوجش رسید که با خوندن کتاب فهمیدم زن‌ها در جنگ فقط پرستاری نمی‌‌کردند، آن‌ها کارهایی مثل خلبانی، چتر بازی، مسلسل چی، مین روبی و تک تیراندازی انجام میدادن.

چطور ممکنه یک زن با این روحیه‌ی لطیف و شکننده در جبهه‌ها در خط مقدم، سخت‌ترین و وحشتناک‌ترین شرایط را بدون اینکه خم به ابرو بیاورد و به صورت کاملا داوطلبانه، پشت سر بگذارد و بعد از آن بتواند دوباره به زندگی عادی، به زندگی زنانه‌اش برگردد؟ بعد از دیدن آن همه صحنه خون آلود و وحشیانه دوباره بتواند لاک بزند، کفش پاشنه‌بلند بپوشد، دامن و پیراهن به تن کند و از همه مهمتر همه‌ی اثرات مخرب جنگ را از ذهنش دور کند و به زندگی عادی‌اش برگردد.

به خاطر زندگی جونشون رو از دست می‌دادن، در حالی که هنوز نمیدونستن زندگی یعنی چی. درباره همه چی فقط تو کتابا خونده بودن.

بعد از جنگ، تا مدت‌‌ها می‌ترسیدم بچه‌ دار شم. وقتی بعد از هفت سال بچه‌دار شدم، تازه آروم شدم. اما تا به امروز نمی‌ تونم هیچی رو ببخشم. و نمی‌بخشم. من وقتی اسرای آلمانی رو می‌دیدم، خوشحال می‌شدم. خوشحال می‌شدم از این‌ که اونا رو تو این وضعیت می‌دیدم؛ هم سرشون توی کیسه بود و هم پاهاشون. اونا رو از خیابونای روستا عبور می‌دادن، التماس می‌کردن؛ «مادر، نون بدید… نون…». تعجب می‌کردم از این‌ که روستایی‌ها از خونه‌هاشون بیرون می‌اومدن، یکی بهشون نون می‌داد، یکی یه تیکه سیب‌ زمینی. پسر بچه‌ها پشت‌ سر اسرا می‌دویدن و به طرف‌ شون سنگ پرتاب می‌کردن…

خدا آدم رو نیافرید تا بره تیراندازی کنه، خدا انسان رو برای عشق و عشق ورزیدن آفرید. تو چی فکر می‌کنی؟

یادم می‌آد یه حادثه‌ای… رسیدیم به یه روستایی، اون جا کنار جنگل جسدهای پارتیزان‌ها روی زمین افتاده بود. این رو که چه بلایی سر اون بدبخت‌ها آوردن حتی نمی‌تونم به زبون بیارم، قلبم تحمل نداره. مثله کرده بودنشون، تیکه تیکه… روده‌هاشون رو مثل خوک بیرون ریختن…

من رو به دسته‌م بردن. دستور دادم: «دسته! به جای خود!» اما دسته حتا از جاش تکون هم نخورد. یکی دراز کشیده بود، یکی نشسته بود و سیگار می‌کشید، یکی هم که گردنش رو با صدا می‌چرخوند، گفت: «آخی!». خلاصه، وانمود کردن اصلاً منو ندیدن. براشون سنگین بود؛ اونا مرد بودن، بچه‌های شناسایی، حالا باید از یه دختر بیست‌ساله فرمان ببرن. من این رو خیلی خوب درک می‌کردم ولی مجبور بودم فرمان بدم: «بلند شید ببینم!»

«جنگ جهانی دوم» سوژه‌ی کتاب‌های زیادی در سراسر جهان بوده است که بسیاری از آن‌ها به فارسی ترجمه شده‌اند. به قفسه‌ی تاریخ جنگ جهانی در کتابفروشی‌های کشورمان که سر بزنید کتاب‌های زیادی پیدا می‌کنید که با این موضوع نوشته شده‌اند. از میان این کتاب‌ها می‌توان به «جنگ ناشناخته: روایت آلمانی از جنگ جهانی دوم»، «یک تمدن، یک باور ، یک پیشوا»، «تاریخچه و بررسی رویدادهای مهم جنگ جهانی دوم» و …. اشاره کرد.  جای کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد تا همین چندسال قبل در میان این کتاب‌ها خالی بود.

با اینکه بیش از بیست سال از اولین انتشار کتاب خانم آلکسیویچ می‌گذرد تا سال ۱۳۹۵ کسی برای ترجمه‌ی آن به فارسی اقدام نکرده بود. سال ۹۵ «عبدالمجید احمدی» مترجم ایرانی، این کتاب را از روسی به فارسی برگرداند و نشر چشمه آن را مننتشر کرد. کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد با استقبال کم‌سابقه‌ای روبه‌رو شد و در کم‌تر از سه ماه به چاپ سوم رسید.

اولش از مرگ میترسی، در درونت نسبت به مرگ حس شگفتی و کنجکاوی تجربه می‌کنی. بعدش اونقدر خسته میشی که دیگه هیچ حسی به مرگ نداری. همیشه تو حالت ناتوانی قرار می‌گیری. فقط یه ترس تو وجودت می‌مونه، این که بعد از مرگت زیبا نباشی. این هم ترس زنانه…

بعضی وقت‌ها به نظرم میرسد که رنج نوع خاصی از دانش است، رشته ویژه علمی است. چیزی در زندگی انسانی وجود دارد که جور دیگری قابل انتقال و محافظت نیست.

ما جهان بدون جنگ را نمی‌شناختیم، دنیای جنگ دنیایی بود که با آن آشنا بودیم، و مردمان جنگ تنها مردمانی که می شناختیم‌شان. من امروز جهان و مردمی جز این نمی‌شناسم. آیا جهان و مردم غیر جنگی زمانی وجود خارجی داشته‌اند؟

در مرکز همه‌ی این خاطرات این حس وجود دارد: غیر قابل تحمل است مردن، هیچ کس دلش نمی‌خواهد بمیرد. غیر قابل تحمل تر از آن کشتن انسان‌هاست. زیرا زن زندگی می‌بخشد. مدت زیادی انسان جدیدی را در بطنش حمل می‌کند. از او مراقبت می‌کند و بدنیایش می‌آورد. من فهمیدم که کشتن برای زنان دشوارتر است.

مشخصات کتاب

  • کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد
  • نویسنده: سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ
  • ترجمه: عبدالمجید احمدی
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۳۶۴صفحه
  • قیمت: ۶۰۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *