معرفی کتاب خدمتکار و پروفسور

رمان خدمتکار و پروفسور یک داستان زیبا و بسیار آرام در مورد یک پروفسور است که دچار یک حادثه شده و شرایطی عجیبی پیدا کرده است.

داستان از زبان یک زن خدمتکار جوان شروع می شود که برای کار از طرف یک آژانس به خانه ای فرستاده می شود. خانه ای که در واقع یک کلبه در یک باغ است و قبلا نه خدمتکار از کار کردن در آن سرباز زده اند و راوی همین زن جوان یعنی دهمین خدمتکار است. پروفسور حافظه ای ۸۰ دقیقه ای پیدا می کند، یعنی هر ۸۰ دقیقه همه چیز را فراموش می کند و قادر هم نیست هیچ چیز جدیدی به یاد بیاورد پروفسور استاد دانشگاه و متخصص نظریه اعداد بود. در کنار پروفسور داستان یک خدمتکار باوفا نیز دیده می شود. رمان خدمتکار و پروفسور روایت اتفاقات بین پروفسور و خدمتکار و فرزند اوست و در این میان به طریق زیبایی معادلات ریاضی برای مخاطب به تصویر کشیده شده است.

از روی این کتاب در سال ۲۰۰۶ یک فیلم هم در ژاپن ساخته شده است.

قسمت هایی از رمان خدمتکار و پروفسور

ما پروفسور صدایش می کردیم. او هم پسرم را جذر صدا می کرد چون می گفت بالای سر تخت و صاف پسرم او را یاد علامت رادیکال می اندازد. پروفسور در حالی که موهای پسرم را پریشان می کرد، گفت: مغز خوبی تو کله ی این پسر هست. جذر هم که برای در امان ماندن از اذیت های دوستانش کلاه می گذاشت، با اوقات تلخی شانه بالا انداخت.

همانطور که آرایشگر موهای پروفسور را کوتاه می کرد این سوال به ذهنم خطور کرد که آیا آرایشگر می دانست داخل سر پوشیده از موی همچون برف پروفسور مغزی هست که می تواند تمامی اعداد اول بین یک تا یک میلیون را بگوید؟ و آیا مشتری های دیگری که روی مبل نشسته بودند و بی صبرانه منتظر بودند تا اصلاح این پیرمرد عجیب و غریب تمام بشود و نوبت خودشان بشود می دانستند چه رابطه ی عجیبی بین تاریخ تولد من و شماره ای که روی ساعت پروفسور حک شده وجود دارد؟ بنا به دلایلی نامعلوم از این که چنین رازهایی را می دانستم به نوعی احساس غرور می کردم و همین فکر باعث شد لبخند شادتری به پروفسور که داشت تو آینه به من نگاه می کرد، بزنم.

پروفسور هیچ وقت نفهمید ما داخل جعبه کلوچه اش را گشته بودیم، در آن لحظه یادداشتی را که برروی جلد رساله نوشته بود من را به فکر برد. تقدیم به “ن” با عشق ابدی هیچ وقت فراموشت نمیکنم. شکی نبود که دستخط خود پروفسور بود و واژه ی ابدی برای او مفهومی متفاوت از آنچه ما از این واژه درک می کردیم داشت. برای او ابدی چیزی شبیه ابدی بودن قضایای ریاضیات بود.

مدتی بعد از آغاز به کارم برای پروفسور، دریافتم او هرگاه در مورد این که چکار کند و یا چه بگوید تردید داشته باشد درباره ی اعداد حرف می زند. انگار اعداد راه او برای اتصال به دنیای واقعیات بودند. یعنی اعداد مطمئن و سبب آرامش خاطرش بودند.

حقایق ابدی چیزهایی نیستند که قابل مشاهده باشند و تو هم نمی‌توانی آن‌ها را در اجسام مادی و پدیده‌های طبیعی و یا حتی در احساسات بشری ببینی. اما ریاضیات این توان را دارد که نوری به آن‌ها بتاباند و به آن‌ها صورت ببخشد. در واقع چیزی وجود ندارد که مانع ریاضیات در این راه باشد.

اطلاعات کتاب

  • رمان خدمتکار و پروفسور
  • نویسنده: یوکو اوگاوا
  • مترجم: کیهان بهمنی
  • انتشارات: آموت
  • قیمت چاپ سیزدهم: ۳۳۰۰۰ تومان
تصویر روی جلد کتاب اورجینال خدمتکار و پروفسور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *