معرفی کتاب دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد

دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد نام رمانی عاشقانه در دل ماجراهای سیاسی و تاریخی ایران است. این رمان نوشته‌‌ی شهرام رحیمیان، نویسنده‌‌ی ایرانی مقیم آلمان است. در ادامه با معرفی رمان دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد با نت نوشت همراه باشید

دکتر نون که معاون و مشاور دکتر مصدق است و فردی بسیار مورد اعتماد اوست، پس از کودتا علیه مصدق در اثر فشار شکنجه به او خیانت می‌کند و علیه او مصاحبه می‌کند. او مدت کوتاهی پس از این مصاحبه در اثر این خیانت دچار عذاب وجدان می‌شود و با ترک همه‌‌ی آشنایان و خانواده گوشه گیر و‌ دائم الخمر می‌شود و حتی از همسر خود، ملک تاج، که آن همه عاشقش بوده است فاصله می‌گیرد.

خلق شخصیت‌های خیالی در بستری از روایت‌ مستند، امکان شرح و بسط وقایع تاریخی را گسترش می‌دهد. نویسندگان با خلق چنین شخصیت‌هایی، زوایای مختلف اتفاقات تاریخی را روشن می‌کنند و اثری ارائه می‌دهند که علاوه بر اطلاعات مستند و مکتوب تاریخی، روایتی خیال‌پردازانه و شرحی پرکشش دارد. شهرام رحیمیان در کتاب دکتر نون زنش را بیش‌تر از مصدق دوست دارد با تلفیق خیال و واقعیت، شرحی متفاوت از دکتر مصدق و کودتای ۲۸ مرداد ارائه می‌دهد.

راستش کل مدتی که کتاب دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد رو میخونی این سوالات تو ذهنته که:

  • من اگر جای دکتر نون بودم چیکار میکردم؟
  • یا اینکه زندگی با عذاب وجدان چطور میتونه باشه؟

اگه مثل من تاریخ معاصر دوست دارید، صد در صد عاشق این کتاب میشید.

استفاده از شخصیت های محبوب و اشراف نویسنده به مسائل تاریخی و شیوه خاص نگارش کتاب از نقاط قوت کتاب بود.

با اینکه کتاب، حجم کمی داره و خیلی روان نوشته شده اما بیشتر مناسب کساییه که عاشق تاریخ هستن، شاید اگه تاریخ دوست ندارید دوستش نداشته باشید.

پیشنهاد میکنم قبل از خوندن این کتاب یه مطالعه کوتاه راجع به کودتای ٢٨ مرداد داشته باشین که داستان بیشتر بهتون بچسبه…

این کتاب باعث شد بخوام بیشتر از دکتر مصدق مطلب و کتاب بخونم.

شهرام رحیمیان رمان خود را بسیار هنرمندانه به سبک سیال ذهن روایت می‌کند. راوی در این کتاب یک نفر نیست بلکه از دانای کل و اول شخص تغییر زاویه‌ای ظریف در روایت دارد. گاهی از جانب دکتر نون ستم‌دیده و گاهی از جانب دکتر نون خائن تک‌گویی‌هایی روایت می‌شود تا مخاطب سرگشتگی و عذاب وجدان دکتر نون را از چند زاویه -حتی از نگاه مصدق– قضاوت کند. شگرد رحیمیان در استفاده از سبک سیال ذهن، مرز خیال و واقعیت را در گذر زمان از بین نمی‌برد و روایت دچار چندپارگی نمی‌شود.

شهرام رحیمیان، نویسنده‌ی ایرانی متولد ۱۳۳۸ است و از سال ۱۳۵۶ در آلمان زندگی می‌کند. دکتر نون زنش را از مصدق بیشتر دوست دارد رمان کوتاهی از اوست که اولین بار در آمریکا به زبان فرانسه منتشر شد. انتشارات «نیلوفر» در سال ۱۳۸۰ این اثر را روانه‌ی بازار نشر ایران کرد. در سال ۲۰۰۵ نشر «باران» در شهر استکهلمِ سوئد کتاب دیگری از رحیمیان با عنوان «مردی در حاشیه» را منتشر کرد.

شهرام رحیمیان در گفت‌وگویی با «زینب کاظم‌خواه» در سایت «مد و مه» درباره‌ی دکتر نون گفته است: «همین، دکتر نون برای من نه قهرمان ملی است و نه آدم واداده. دکتر نون مردی است که زنش را بسیار دوست دارد و شرایط سیاسی و اجتماعی ایران او را از این عشق محروم می‌کند. اینکه بگویم دکتر نون ضد عادت‌های ایرانی خلق شده، درست مثل این می‌ماند که اعتقاد داشته باشم تمام ایرانی‌ها دارای عادت‌های مشترکی هستند؛ البته که این طور نیست. اما اگر هم این ‌طور باشد، الان دیگر وقت آن است که عادت‌ها را تفکیک کنیم تا کمی خودمان باشیم؛ هم کمی با هم فرق داشته باشیم، هم تفاوت‌ها را بپذیریم و به سلیقه‌ها احترام بگذاریم. تکنیک نوشتن هم به موازات پرورش داستان در ذهنم شکل گرفت.»
علاقه‌مندان به ادبیات داستانی و کتاب دکتر نون زنش را از مصدق بیشتر دوست دارد می‌توانند نسخه‌ی الکترونیک (pdf) این اثر در سایت فیدیبو خرید و دانلود کنند

در کتاب دکتر نون هر چیزی اعم از اشیا و عکس‌های خانه، دکتر نون را به یاد خاطرات و لحظاتی می‌اندازد که دیگر از بین رفته‌اند و حالا او مانده است و سرنوشتی غریب. روایت داستان به شیوه‌ی سیال ذهن تا حدودی مخاطب را به یاد داستان «شازده احتجاب» اثر برجسته‌ی «هوشنگ گلشیری» می‌اندازد. کتاب رحیمیان شباهت‌هایی به «شازده احتجاب» دارد. درکتاب «گلشیری» هم شازده‌ای قجری با دیدن عکس‌ها و اشیا سرنوشت یک خاندان را از زبان چند راوی در چند زمان تعریف می‌کند با این تفاوت که در کتاب دکتر نون جابه‌جایی راوی تغییر چشم‌گیری در روایت داستان به وجود نیاورده است؛ چرا که هم دکتر نون و هم راوی سوم شخص به یک اندازه به موضوع خیانت دکتر نون علیه مصدق احاطه دارند.

افسوس، زندگی مثل ساعت نیست که بشه عقربه هاشو راحت کشید عقب و گفت از این ساعت به بعد می خواهم خوشبخت یا بدبخت باشم.

افسر شهربانی گفت: «شما حق نداشتین جنازه‌ رو از سردخونه بیمارستان بدزدین. شما مرتکب جرم بزرگی شدین. امیدوارم از عواقب کاری که کردین خبر داشته باشین.» گفتم: «سرکار، آدم غریبه‌ رو که ندزدیدم. زن قانونیمو بردم خونه. زنی رو که سال‌های سال باهاش زندگی کردمو برگردوندم پیش خودم. این کار جرمه؟» افسر شهربانی گفت: «بله که جرمه. زنتون تا نمرده بود زنتون بود، وقتی مرد که دیگه زنتون نیست. تازه، آدم عاقل، خودت بگو، آدم لخت می‌شه و بغل زن مرده‌اش می‌خوابه و باهاش عشق‌بازی می‌کنه؟» پرسیدم: «جناب، زنم مگه مرده؟» جناب سروان سرش را با عصبانیت تکان داد و گفت: «انگار شما می‌خواین اوقات منو تلخ کنین؟»

ملکتاج: «افسوس، زندگی مثل ساعت نیست که بشه عقربه هاشو راحت کشید عقب و گفت از این ساعت به بعد میخوام خوشبخت یا بدبخت باشم.» دکتر نون گفت: «نه زندگی مثل ساعت نیست ولی با این حال گمونم میشه زندگی رو از خیلی جاها از نو شروع کرد.»

من‌ فکر می‌کردم‌ فقط قهرمانا احمقن‌، اما حالا می‌بینم‌ ‌انگار خیانتکارام‌ از حماقت چیزی‌ از قهرمانا کم ندارن‌.

اطلاعات کتاب

  • دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد
  • نویسنده: شهرام رحیمیان
  • انتشارات: نیلوفر
  • تعداد صفحات: ۱۱۲
  • قیمت:۱۲۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *