معرفی کتاب شرح زندگانی من

شرح زندگانی من روایتی است تاریخی اجتماعی از دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی که از دو زاویه خواص و عوام بازگو شده است.این کتاب در سه جلد توسط عبداللخ مستوفی به نگرش در آمده است.

این جمله معروف در آغاز رمان “آناکارنینا” که《 خانواده های خوشبخت همه مثل هم اند، اما خانواده های شوربخت هر کدام بدبختی‌ها خاص خود را دارند》 در ذهن من به الگویی برای بیان وضع شاهکارها در تقابل با آثار متوسط و بد تبدیل شده است. شاهکارها مثل خانواده های خوشبخت در معرفی اجمالی و اولیه بسیار شبیه هم اند: از زبان دلچسب و گیرا و موثر و قدرتمند بهره مندند، طنز و جد، شوخ طبعی و وقار ، در فکر و کلامشان در هم تنیده است، غنی از فکر و احساسات اصیل اند و به خواننده لذت خواندن را می چشانند، توام با نوعی تعلیم، بالا بردن آگاهی و وسعت بینش و والایش عواطف.
اما آثار متوسط و بد هر یک ساز خود را میزنند و نمی‌توان توصیف اجمالی از وضعیت آنها را به چند فقره فروکاست . منحصر به فرد بودن بدی و عیبناک بودن این آثار چنان است که باید به هر یک جداگانه پرداخت . کلیات زشتی شناسی بسیار دشوار تر و پیچیده تر از کلیات زیبایی شناسی قابلیت تدوین دارد. الگوهای زشتی شناسی و نقش شناسی کمتر قادر به دسته بندی دلایل نقص و دافع بار بودن این آثار ند. شرح زندگانی من کاردستی سرگذشت نامه/ زندگی نامه نویسی و در شاخه خود زندگینامه /خاطره /حسب حال نویسی می گنجد و از نخستین و معروفترین خود زندگی‌نامه نویسی های فارسی معاصر است. گو اینکه در فارسی کلاسیک خاطره‌نویسی به این شکل و شیوه با این تلقی از موضوع دیده نشده است. در برخی کتاب‌ها و مقالات پیشینه زندگی نامه نویسی به کتیبه بیستون و خداینامه ها و کارنامه اردشیر پاپکان عقب برده شده است . زندگینامه در کلیت خود به دلیل برخورداری از ادبیات روایی و تمهیدات ادبی هم به ادبیات تعلق دارد، هم به تاریخ و مطالعات اجتماعی. اندازه تعلق هر زندگی‌نامه‌ای به ادبیات و تاریخ را شکل و شیوه پرداخت آن ،رویکرد نویسنده به زبان و شیوه های بلاغی اثر از سویی و اهمیت رخدادهای تاریخی که حسب حال نویس بدان مشرف بوده یا وزن درک تاریخی او از سوی دیگر تعیین می کند. شرح زندگانی عبدالله مستوفی که روایت گر برهه ای مهم، از تاریخ معاصر ایران است راوی سبک‌زندگی و شیوه زیست فردی و اجتماعی و نحوه گذران روزمره است که همین پیش پای ما امروزی ها، رگه هایی از آن موجود بود، اما اکنون دیگر فاتحه تتمه اش هم خوانده شده است و دیگر در زمره زمان از دست رفته قرار دارد و بازیابی آن راه و رسم ها، آن روال ها امروز فقط یک راه دارد : خواندن نوشته هایی از گونه شرح زندگانی من.
وقایع مهم معاصر در شرح زندگانی من، از زاویه دید شخصی مستوفی و تجربه و برداشت او از قضایا از بیان تاریخی صرف و صرف گزارش تاریخی فاصله می‌گیرد. اگرچه دغدغه‌های اصلی مستوفی در شرح زندگانی اش مسائل جمعی است. دید خاص او به این رخداد ها به شکل دیگری ما را در مرض فهم آن اتفاقات قرار می دهد .گونه ای متفاوت با آنچه در گزارش‌های تاریخی صرف خوانده ایم چون در شرح زندگانی من تاریخ عمومی معاصر به تجربه شخصی 《من 》درآمده است و زندگی شخصی نویسنده هم به تجربه 《عام》یعنی به تجربه《 ما》

مستوفی برای نوشتن شرح زندگانی اش،به سالهای ۱۱۵۵ شمسی،یعنی صد سال پیش از تولدش در ۱۲۵۵ شمسی عقب میرود و برای پی گرفتن شغل آبا و اجدادی اش ،مستوفی گری، از آقا محمد خان قاجار ،پایه گذار سلسله قاجار و سلوک و افکار او، سابقه عداوتش با کریمخان و خوانین زند و تدارک مقدمات سلطنت قاجار آغاز می کند و تاریخ پر فراز و نشیب و ایران معاصر را در دل روایت حوادث زندگی خودش تا ۲۶ اسفند ماه ۱۳۲۵ پیش می برد مستوفی ۴ سال بعد در ۱۳۲۹ از دنیا می‌رود.

شاهان قجر یکی پس از دیگری بر تخت می نشیند. ایران با توسعه طلبی قدرت های روز تکه تکه می شود. با وجود جنگ ها،صلح ها، قراردادها،منفعت طلبی ها فساد خودی‌ها و سیری ناپذیری غیر خودی ها ایران باز از خاکستر خودش زاده میشود. اگر چه از گوشه و کنارش زده شده . تاسیسات جدید یکی یکی پا می گیرند با آزمون و خطا.
قحط و فقر مردم را از پای در می آورد،دست خیانت رجاله ها از آستین بیگانه ها بیرون می آید و باز سودای جدا کردن تکه هایی از گوشه و کنار هست، نفت شمال و آذربایجان، جنوب و شیخ خزعل. این ادامه دارد تا قدرت گرفتن رضا شاه ،مجلس موسسان و انقراض قاجاریه و آغاز دوران پهلوی. این گستره روایت مستوفی است در شرح زندگانی من.
پیش تر گفته شد که عبدالله مستوفی اوضاع سیاسی و اداری و اجتماعی دوره قاجار و پهلوی اول را در ضمن نوشتن خاطراتش به شکل روایتی پر کشش شرح می دهد .طبعا از نگاه “من” مستوفی و در شرح زندگی این “من”. اما وقتی این اثر را می خوانیم می بینیم که منِ این شرح زندگانی فقط عبدالله مستوفی نیست .او در این من جوهره زندگانی مردم عصر قاجار و اوایل پهلوی را گنجانده و با این که خود از رجال بوده است و از خانواده های با شغل پدری مستوفی گری و در مشاغل اداری و دولتی، اما زندگی مردم در شرح زندگانی اش حضوری زنده و قاطع دارد؛ زندگی مردم نه فقط با نقل رخدادها و تحلیل خلقیات آنها، نه فقط با اهمیتی که در روایت هر رخداد تاریخی به افکار مردم /افکار عمومی می دهد. بلکه به سبب کاربرد زبان مردم در روایت اش و نگریستن از نظرگاهی که ذهن و زبان آنان برای فراهم آورده است.

توصیف ویژگی‌های نثر مستوفی، به این که لایه لایه است و سرشار از قصه و روایت های زبانزد عام و خاص، برگرفته از کلام مردم یا از متون مکتوب کلاسیک . برای کسی که این متن را نخوانده باشد چنین تصوری ایجاد می کند که ما با نثر فارسی معیار یا نثر ادبی همچون نثرهای درجه یک کلاسیک روبروییم؛ اما در واقع چنین هست و نیست ؛شرح زندگانی من، افزون بر آن به اقتضای موقعیت از نقل قول، گفتار نویسی و ضرب المثل به فارسیِ لهجه های اصفهانی، آبادانی ، شیرازی، اراکی، کاشانی و به زبان ترکی، عربی و زبان و اصطلاحات طبقات اجتماعی و اصناف گوناگون، زبان داش مشدی های تهران، نفرین ها، فحش ها ،تعارفات، دعاها وقسم ها و شوخی ها و مزه پرانی ها و متلکهای اصناف و اقشار مختلف مردم غنی و پربار است. در شرح زندگانی مستوفی درباره مجالس و محافل روز درباره آثار و نویسندگان میخوانیم و در حال و هوایی قرار می گیریم که نه فقط پرکشش و جالب و نوستالژیک است که جز در این اثر، آثاری از آن به جا نمانده است .

در شرح زندگانی من به همان میزان که فضای روشنفکری معاصر حضور دارد فضای سیاسیون فضای رجال، افراد طبقه بالا عامه مردم هم حضور دارند و حال و هوای شان در این اثر بازتاب یافته است ؛ برای مثال هم خواص و هم عامه مردم به سردی بی سابقه سال ۱۳۱۳ با اشعاری واکنش نشان داده بودند مستوفی هر دو را آورده است و این چیزی نیست که بتوان در کتاب دیگری سراغ کرد :《زمستان سال ۱۳۱۳ ،زمستان این سال بسیار سخت بود در ۲۲ رمضان که با اواخر اسفند برابر بود در تهران به قدر یک چارک برف افتاد و بساط مسجد سپهسالار را کاملاً بر هم زد. میرزا ابراهیم لاریجانی، سعید العلما، چکامه ای در سردی هوا ساخته که در آن اصطلاحات حکمتی و بازاری زیاد گنجانده بود :


“دوستان، عالم سفلی همه یکجا یخ زد… اهل بازار که در پاچه هریک کلکی است/ آن کلک یخ شد و بیچاره سراپا یخ کرد. “از سوی دیگر طبع شاعرانه ایرانی در هر مورد که فشار یا چیز فوق‌العاده‌ای را ببیند، فوراً به دامان شعر می چسبد و داغ خود را به این وسیله می گیرد . چون که عامه هم در مقابل این فشار طبیعت ساکت ننشستند و با لهجه خود این بی لطفی آسمان را مورد حمله قرار دادند : “خوش قدم با اجاق یخ بسته/ آش کوفته سماق یخ بسته. ملا کلثوم به ذاکرش فرمود/ بدنم رو الاغ یخ بسته…”


اما اینکه ملا کلثوم چه کسی بود خود داستان دیگری است.ظاهراً 《این مخدره با ذاکر های خود یکی از دسته های روضه خوان زنانه شهر را ساخته بود. وجود این دسته ها در مجالس ختم زنانه خیلی به کار بو…د ملا کلثوم از همه ملا خانم های شهر، بالاتر و مجلس را بهتر سکه و صورت می داد》 صفحه ۷۶۲

مستوفی درباره قحطی سال ۱۲۸۸ نوشته است :

《از یکی دو سال پیش، کم بارانی شروع و گرانی و تنگی خواربار خودنمایی می کرد ولی در زمستان سال ۱۲۸۷ باران نبارید و مایه های سنواتی هم تمام شده بود، قیمت نان که در اوایل ۱۲۸۷ بیش از یک من و شش هفت شاهی نبود به مرور ترقی کرده، در این وقت به یک من یک قران رسید . مردم پایتخت این اشعار را ساخته به‌طور تصنیف می خواندند :” شاه کج کلاه رفته کربلا /گشته بی بلا / نان شده گران یک من یک قران یک من یک قران/ ما شدیم اسیر از دست وزیر از دست وزیر”( صفحه ۱۶۴)


وقتی مستوفی از انفصال مسعود میرزا از حکمرانی ایالت های مختلف ،جز اصفهان ،می نویسد مرکز روایتش را به افکار عمومی واکنش عامه مردم به موضوع اختصاص می‌دهد :

《آدمیزاد این طور خلق شده که از اقتدار خیلی خوشش می آید و همیشه شخص مقتدر طرف تحسین اواست و در آن واحد با اثرات قدرت که اکثر ظالمانه به نظرش می آید دشمن است به همین جهت مردم برای اعمال غیرعادلانه ظل السلطان ، از او راضی نبودند. این نارضایتی مردم از ظل السلطان هم امین السلطان را در حمله به او بیشتر جری می‌کرد، وقتی ظل السلطان از تهران رفت مردم پایتخت از این کار بی اندازه خشنود شدند. به درجه ای که اشعاری را هم برای این عزل و انفصال ساختند و بچه ها در کوچه و بازار خواندند از این قرار:” ستاره کوره، ماه نمیشه/ شاهزاده لوچه، شاه نمیشه، تو بودی که پارک می ساختی/ سردر و لاک میساختی/پشتتاتو دادی به پشتی/ صارم الدوله رو تو کشتی کفشا تا گیوه کردی/ خواهراتا بیوه کردی!”


ناگفته نماند که مقصود از پارک در این شعر عامیانه، باغ و بوستان نیست، کاخ است و دیگر این که معروف بود ظل السلطان شوهر خواهرش ،صارم الدوله را ، با قهوه مسموم و خلاص کرده است.

مشخصات کتاب

  • عنوان: شرح زندگانی من
  • نویسنده: عبدالله مستوفی
  • انتشارات: زوار
  • تعداد صفحات: ۱۸۵۶
  • قیمت : ۲۷۸ هزار تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *