معرفی کتاب صلحی که همه صلح‌ها را بر باد داد

دیوید فرامیکن مورخ آمریکایی سال ۱۹۸۹ کتابی با عنوان کامل صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد؛ فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل‌گیری خاورمیانه‌ی معاصر نوشت که در آن درباره‌ی نقش قدرت‌های اروپایی در خاورمیانه بین سال‌های ۱۹۱۴  تا ۱۹۲۲ صحبت کرده است. او نقش این قدرت‌ها را در فروپاشی بزرگ‌ترین  قدرت آن زمان خاورمیانه و در نتیجه شکل‌گیری خاورمیانه‌ی جدید بررسی کرده است.

دیوید فرامکین پیشگفتار  مفصلی بر کتابش نوشته است و در آن موضوع کتاب و هدفش از نگارش آن را شرح داده است. یکی از مهم‌ترین نکاتی که فرامکین بر ان تاکید دارد این است که بسیاری از گزارشه‌های فرانسه و انگلیس از آن دوران و همین‌طور ادعای آن‌ها مبنی بر دخالت نکردن در امور مذهبی مسلمانان دروغی بیش نیست و مفهومی که آن را «قیام اعراب» نامیده‌اند زاده‌ی تخیل فردی آمریکایی به نام «تامس ادوراد لارنس» است.

 او در کتابش خواننده را با ماجراجوییهای لارنس همراه می‌کند اما در کنار آن پرده از مسائل بسیاری که تا مدت‌ها به گونه‌ای دیگر روایت می‌شد برمی‌دارد. فرامکین تغییر جهت‌های دولت‌ها را دنبال می‌کند و جزئیات سیاست‌های آن‌ها را آشکار می‌کند و در نهایت شکلگیری خاورمیانه‌ی امروزی را به تصویر می‌کشد.

کتاب صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد، داد نامزد نهایی هر دو جایزه‌ی «پولیتزر» و «جایزه‌ی ملی دایره‌ی منتقدان» بود.

امپراتوری عثمانی که در قرن‌های گذشته به روم نیز معروف بود، بزرگ‌ترین امپراتوری مسلمان تاریخ بوده است و چندین قرن بر جنوب شرق اروپا، غرب آسیا و شمال آفریقا حکومت می‌کرد.

عثمان یکم از رهبران قبایل غُزها این امپراطوری را اواخر قرن سیزدهم میلادی (سال ۱۲۹۹) پایه‌گذاری کرد. این امپراتوری طی قرن‌ها سرزمین‌های خود را گسترش داد و در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی به اوج خود رسید. پایتخت عثمانی شهر قسطنطنیه بود م  این امپراتوری سال‌ها پلی میان غرب و شرق به حساب می‌آمد.

امپراتوری عثمانی اوایل قرن بیستم دست به اشتباهات زیادی از جمله کشتار ارمنی‌ها زد. در نتیجه‌ی این اقدامات نسنجید، عثمانی افول کرد و در جنگ جهانی اول درهم شکسته شد. سوم مارس ۱۹۲۴ رسما امپراتوری عثمانی دیگر وجود نداشت و تاریخ خاورمیانه وارد مرحله‌ی جدیدی شد.

کتاب صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد در دوازده بخش نوشته شده است که هر کدام به فصل‌ها و بخش‌های کوچکی تقسیم شده‌اند. عناوین بخش‌های کتاب به شرح زیر است:

  1. بخش اول: در چهار راه تاریخ
  2. بخش دوم: کیچِنر، نگاه به آینده
  3. بخش سوم: بریتانیا در باتلاق خاورمیانه
  4. بخش چهارم: براندازی
  5. بخش پنجم: متفقین در حضیض اقبال
  6. بخش ششم: دنیاهای تازه و ارض‌های موعود
  7. بخش هفتم: حمله به خاورمیانه
  8. بخش هشتم: غنایم جنگی
  9. بخش نهم: چون آب‌ها از آسیاب افتاد   

۱۰ – بخش دهم: طوفان بر فراز آسیا

۱۱ – بخش یازدهم: بازگشت روسیه به خاور میانه

۱۲ –بخش دوازدهم: توافق ۱۹۲۲ خاورمیانه

پایان کتاب نیز نمایه‎‌ی مفصلی دارد که تمام مراجع و منابعی که نویسنده از آن‌ها استفاده کرده است در آن آمده است. خواننده‌ی علاقه‌مند می‌تواند به این نمایه مراجعه کند و ضمن اعتبارسنجی اطلاعات این کتاب به منابع مهم و بسیار خوبی برای مطالعه‌ی بیشتر دست پیدا کند.

خواندن کتاب را که آغاز می‌کنید پیش از پیشگفتار فرامکین جمله‌ای خودنمایی می‌کند. آرچیبالد ویول، فرمانده‌ی بریتانیانی در جنگ جهانی اول و دوم و ااز افسرانی که تحت امر ژنرال ادموند آلنبی در فلسطین خدمت کرده‌بود  گفته است: «بعد از جنگی که به همه‌ی جنگ‌ها پایان داد، ظاهرا در پاریس به صلحی دست یافتند که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد.»

درباره دیوید فرامکین

دیوید فرامکین نویسنده، مورخ و وکیل آمریکایی است که سال ۱۹۳۲ در ایالت ویسکانسین متولد شد.

او در دانشگاه شیکاگو درس خوانده و در دانشگاه بوستن استاد  تاریخ و روابط بین‌الملل بوده است. دیوید فرامکین سال‌ها عضو شورای روابط خارجی و نیز مدیر مرکز آینده‌پژوهی فردریک پادری بود.

شهرت دیوید فرامکین برای نوشتن کتاب صلحی که همه‎‌ی صلح‌ها را بر باد داد است اما او در مجموع هفت کتاب نوشته است که آخرین آن‌ها به نام «پادشاه و گاوچران؛ تئودور روزوولت و ادوارد هفتم، همکاران مخفی» سال ۲۰۰۷ منتشر شد. از میان کتاب‌های دیگر این نویسنده می‌توان به «آخرین تابستان اروپا؛ چه کسی جنگ بزرگ را سال ۱۹۱۴ آغاز کرد»، «راه جهان» و «انگلستان، فرانسه و توافقات دیپلماتیک» اشاره کرد.

دیوید فرامکین سال ۲۰۱۷ در نیویورک در گذشت.

سهولت اشغال دمشق نشان می‌داد ادعای ملی‌گرایی فیصل و عرب‌ها را ظاهرا انگلیسی‌ها جعل کرده‌بودند تا ادعای فرانسه نسبت به سوریه را از سرش بیرون کنند. هربار که قیامی محلی در سوریه به پا می‌شد- مسئله‌ای شایع در دوره‌ی قیمومیت فرانسه- طبیعی بود که فرانسوی‌ها بریتانیا را مقصر قلمداد کنند و همین کار را هم می‌کردند. لوید جورج که با تلاش برای نگه‌داشتن سوریه از چشم فرانسویان افتاده بود، دیگر نتوانست جایی در دل آن‌ها بیابد، حتی وقتی سیاستش را عوض کرد و دست فرانسه را در سوریه بازگذاشت.

لوید جورج، بعد از عقب کشیدن نیروهایش در سال ۱۹۱۹، دیگر بر اوضاع سوریه تسلطی نداشت، دست کم به اندازه‌ی تسلطش در داخل آناتولی، در بیابانهای شبه‌ جزیره‌ی عربستان، در کوه‌های افغانستان و در روستاهای مصر. نتیجه این بود که در سوریه همه‌ی تقصیرها را به گردن انگلیسی‌ها می‌انداختند. فرانسوی‌ها ظهور فیصل را تقصیر بریتانیا می‌دانستند، و عرب‌ها سقوطش را.

چریک‌های عرب فیصل در فلسطین و عراق اکنون خود را دشمن بریتانیا می‌دانستند. در نتیجه این پرسش پیش می‌آمد که چرا بریتانیا از خاورمیانه نمی‌رود؟ به مردم بریتانیا گفته می‌شد یکی از اهداف بریتانیا حمایت از نهضت عرب فیصل است. اما حالا که عرب‌های فیصل دشمن بریتانیا شده بودند، برای چه باید به حمایت از آن‌ها ادامه می‌داد؟ وانگهی، هواداران فیصل به روابط بریتانیا با فرانسه لطمه می‌زدند، خصوصا در فلسطین تحت اشغال بریتانیا در شرق رود اردن.

فعالیت‌های ان‌ها فرانسه را به تهاجم به ماورای اردن تحریک می‌کرد و باز بریتانیا را به درگیری بین‌المللی ناخواسته و خطرناک دیگری می‌کشاند. روابط بریتانیا و فرانسه همین حالا هم به اندازه‌ی کافی شکننده بود- مخصوصا بر سر فلسطین که فرانسه چشم طمع بدان داشت- و انگلیسی‌ها می‌ترسیدند چریک‌های فیصل در شرق اردن بهانه‌ی به دست جناح استعمارگرای فرانسه بدهند تا به طرف دیگر مرز نیرو بفرستد.

مشخصات کتاب

  • عنوان: صلحی که همه صلح ها را بر باد داد
  • نویسنده: دیوید فرامکین
  • ترجمه: حسن افشار
  • انتشارات: ماهی
  • تعداد صفحات: ۶۲۴
  • قیمت : ۸۸۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *