معرفی کتاب فلسفه‌ی داستایفسکی

فلسفه داستایفسکی چهارمین جلد از مجموعه بزرگان اندیشه نشر نو است که به تفکرات و روش فلسفی فئودور داستایفسکی، نویسنده شهیر روس می‌پردازد.

در پشت جلد کتاب، سخنی از ویچسلاف ایوانوف، منتقد و شاعر روس، درباره شخصیت‌های رمان‌های داستایفسکی آمده است:

شخصیت‌های رمان‌های داستایفسکی با گذشت زمان از ما دور نمی‌شوند؛ پیر نمی‌شوند، به قلمرو اثیری الهگان هنر کوچ نمی‌کنند… آنها در شب‌های بیخوابی و تاریک بر در می‌کوبند، به بالینمان می‌آیند و ما را به گفتگوهای پرتشویش می‌کشاند. با هر تپش قلبمان داستایفسکی به ما می‌گوید: «آری، می‌دانم؛ و بیش از آن هم می‌دانم، و چیزهای دیگری هم جز آن می‌دانم.» او با نگاه خیره نافذ و مرموزش همواره در برابر ما می‌ایستد، این راهنمای هشیار و تیزبین روح ما، و همزمان هم ما را هدایت می‌کند هم می‌پایدمان.

شاید جای دادن داستایفسکی در رده فیلسوفان عجیب به‌نظر برسد چون او داستان می‌نوشت نه فلسفه اما فلسفه‌ورزی در داستان نه‌تنها ممکن است، بلکه داستان‌نویسان بزرگ گاهی می‌توانند با آثار داستانی، بهتر و مؤثرتر فلسفه‌ورزی کنند.

داستایفسکی در قرن نوزدهم و آلبر کامو در قرن بیستم، دو نمونه بارز از نویسندگان پرقریحه‌ای هستند که در آثار داستانی‌شان توانسته‌اند با استادی فلسفه‌ورزی کنند.

داستایفسکی همیشه دل‌مشغول مسائل فلسفی بود آن هم از نوع اگزیستانسیال، او می‌خواست به دو سؤال بنیادین فلسفی پاسخ دهد، مخمصه انسانی چیست؟ و ما با این مخمصه چگونه باید زندگی کنیم؟

والتر کافمن یادداشت‌های زیرزمینی او را پیش‌درآمدی بر اگزیستانسیالیسم در همه دوران‌ها خوانده است.

تأکید داستایفسکی بر آزادی، اضطراب ناشی از آن، و تلاشش برای ربط دادن فلسفه به زندگی واقعی، قطعآ او را در ردیف اگزیستانسیالیست‌های متأخّر قرار می‌دهد.

رمان‌های داستایفسکی پر از نقدهای جدّی بر دیدگاه‌های پذیرفته شده و مورد تقدیر در فلسفه و دین است.داستایفسکی وحدت ذات فردی، دفاع عقلانی از اعتقاد به خدا، دفاع از اخلاق براساس عقل و منطق، و حتّی اعتبار خود عقلانیت را مورد تردید قرار می‌هد! امّا او فلسفه‌ای مثبت و ایجابی هم به ما عرضه می‌کند، درباره اینکه چگونه می‌توانیم از شرایطمان بیشترین بهره را ببریم و زندگی فردی و جمعی خوشی را با انتخاب آزادانه‌مان به سر بریم.

در این کتاب خشایار دیهیمی ابتدا فصلی درباره این سؤال نوشته که آیا می‌توان در آثار داستانی فلسفه‌ورزی کرد یا نه، و اگر می‌توان، تا چه حد و تا کجا می‌توان این کار را کرد. پس از آن گزارشی مختصر از زندگی داستایفسکی داده و بعد تکوین فلسفه او  را در رمان‌های همزاد (۱۸۴۶)، یادداشت‌های زیرزمینی (۱۸۶۴)، جنایت و مکافات (۱۸۶۶)، ابله(۱۸۶۹)، اهریمنان (تسخیرشدگان (۱۸۷۱ ـ ۱۸۷۲)) و شاهکارش، برادران کارامازوف (۱۸۷۹ ـ ۱۸۸۰) پی گرفته و در پایان هم یک ارزیابی نهایی از کلّ فلسفه داستایفسکی کرده است.

درباره مجموعه بزرگان اندیشه

کتاب فلسفه داستایفسکی

این کتاب در هفت فصل نوشته شده است: فلسفه و آثار داستایفسکی / زندگی داستایفسکی / همزاد و یادداشت‌های زیرزمینی / جنایت و مکافات / ابله و اهریمنان / برادران کارامازوف / ارزیابی نهایی. اما به شکل غیرمستقیم کتاب را می‌توان به سه بخش اصلی نیز تقسیم‌بندی کرد:

  1. آیا می‌توان داستایفسکی را فیلسوف دانست؟
  2. زندگی‌نامه داستایفسکی
  3. فلسفه داستایفسکی

همان‌طور که احتمالا می‌دانید، داستایفسکی به‌جز یادداشت‌های روزانه یک نویسنده، جز آثار داستانی کتاب دیگری ننوشته است و سوالی که مطرح می‌باشد، این است که: آیا می‌توان در آثار داستانی فلسفه‌ورزی کرد؟ در بخش اول سوزان لی‌ اندرسن به این سوال پاسخ می‌دهد.

من معتقدم که آثار داستانی می‌توانند بسیار فلسفی باشند، و معتقدم آثار داستانی فلسفی می‌توانند تاثیر عمیق‌تری از آثار فلسفی معمولی بر خواننده بگذارند. اما گمان می‌کنم نمونه‌های آثار داستانی فلسفی واقعا بزرگ بسیار اندکند. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۱۶)

در بخش دوم زندگی داستافسکی به شکلی خلاصه آمده است تا خواننده هم با زندگی این نویسنده بزرگ آشنا شود و هم بداند که داستایفسکی در چه زمانی و با چه شرایطی آثار خود را خلق کرده است. زندگی‌نامه دقیق‌تر و مفصل داستایفسکی را می‌توانید در کتاب داستایفسکی جدال شک و ایمان مطالعه کنید.

در بخش سوم کتاب نیز فلسفه داستایفسکی از میان آثار او مورد بررسی قرار می‌گیرد. لازم به ذکر است که در این بخش کتاب‌های داستایفسکی تحلیل و بررسی می‌شود و شما اگر این کتاب‌ها را نخوانده باشید بعید است به عمق مطلب پی ببرید. ضمن اینکه داستان رمان‌ها نیز به طور کامل فاش می‌شوند. بنابراین پیشنهاد ما این است که این کتاب را بعد از مطالعه رمان‌های داستایفسکی بخوانید و یا بعد از مطالعه هر رمان، بررسی مربوط به آن را در این کتاب بخوانید.

نکته دیگری که در مورد کتاب فلسفه داستایفسکی وجود دارد، این است که در این کتاب تحلیل ادبی رمان‌های داستایفسکی آورده نشده است و فقط فلسفه داستایفسکی مورد بررسی قرار می‌گیرد. سوزان در این مورد می‌نویسد:

مهم است که به‌خاطر داشته باشید من درصدد تحلیل ادبی آثار داستایفسکی نیستم. بنابراین، مثلا، در بحث از رمان‌ سال‌های نخست نویسندگی داستایفسکی، همزاد به نقصان‌های احتمالی در سبک نویسندگی، مشکلات پیرنگ رمان، یا دیگر مشکلات ساختاری آن نخواهم پرداخت. همچنین اشاره‌ای به وقایع تاریخی و دیدگاه‌هایی که داستایفسکی در این رمان‌ها تا حدودی نسبت به آنها واکنش نشان می‌داد نخواهم داشت. موضوع مورد توجه من فقط و فقط موضعی فلسفی خواهد بود که او اندک‌اندک پرورانده و کامل‌تر از همه در برادران کارامازوف عرضه‌اش کرده است. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۶)

بدون تردید اگر شما هم کتاب‌های فیودور داستایفسکی را خوانده باشید به عمق آن‌ها پی برده‌اید و متوجه فلسفه آن شده‌اید. مخصوصا اگر آثار بزرگ این نویسنده مانند جنایت و مکافات یا برادران کارامازوف را خوانده باشید می‌دانید که درک همه‌جانبه این رمان‌ها کاری بسیار دشوار است.

دل‌مشغولی‌های داستایفسکی در طول عمرش همیشه همراه او بودند و خواننده این دل‌مشغولی‌ها را می‌تواند در رمان‌ها او نیز به‌خوبی مشاهده کند. اما پی بردن به فلسفه موجود در کتاب‌ها و درک رمان‌های این نویسنده با کمک کتاب‌هایی مانند این کتاب و دیگر کتاب‌هایی که درباره او و آثارش نوشته شده است آسان‌تر است.

به عنوان فردی که بیشتر کتاب‌های داستایفسکی را خوانده است، بعد از خواندن این کتاب کاملا شگفت‌زده شده بودم و به شما قول می‌دهم مطالبی که در این کتاب بیان شده باعث می‌شود شما هم شگفت‌زده شوید و بیشتر از قبل به فیلسوف بودن داستایفسکی پی ببرید.

به عقیده من داستایفسکی نویسنده‌ای است که تلاش می‌کند به خوانندگانش درس زندگی بدهد و در سختی‌های زندگی – که خود نیز به خوبی از آن آگاه بود – همراه آن‌ها باشد. او در آثارش سوال‌های بنیادین و فلسفی زیادی را پاسخ می‌دهد که هر فردی را جذب خود می‌کند. اما به گفته سوزان لی‌ اندرسن داستایفسکی در آثارش می‌خواست برای دو سوال بنیادین فلسفی پاسخی فراهم کند: ۱: مخمصه انسانی چیست؟ و ۲: پس از پاسخ دادن به سوال یک ما با این مخمصه چگونه باید زندگی کنیم؟

سوال او داستایفسکی را درگیر ژرف‌اندیشی متافیزیکی می‌کند – در باب اختیار، ماهیت ذات فردی و وجود خدا – و سوال دوم او را به‌حوزه اخلاق و زَبَراخلاق می‌کشاند. مسئله اصلی اخلاقی که بیش از همه او را دل‌مشغول می‌کرد این بود: مهم‌ترین صفت انسان آزاد بودن است، اما این آزادی با امکان‌های ویرانگری توام است، پس باید نیروی محدود‌کننده‌ای یافت که بتوان با این آزادی سازگار باشد. داستایفسکی در تلاش خود برای حل این مسئله، در فصول «طغیان» و «مفتش اعظم» در برادران کارامازوف، عالی‌ترین بحث را دباره «مسلئه شر» عرضه کرده است. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۲)

بعد از بررسی هر رمان داستایفسکی در این کتاب خواننده‌ای که آن رمان را مطالعه کرده باشد ناخودآگاه به سراغ رمان می‌رود و بخش‌هایی از آن را مرور می‌کند و متوجه می‌شود که هر بار خواندن این رمان‌ها باعث آشکار شدن نکته‌ای جدید می‌شود. پیشنهاد می‌کنم اگر به داستایفسکی علاقه دارید و قصد دارید آثار او را بهتر و عمیق‌تر درک کنید، این کتاب را حتما مطالعه کنید.

جملاتی از متن کتاب فلسفه داستایفسکی

کامو هم می‌گوید، «رمان چیزی نیست مگر فلسفه‌ای در قالب داستان.» (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۱۱)

دوران کودکی و نوجوانی داستایفسکی در محیطی خفقان‌آور و ناشاد گذشت که تنها مایه آرامش در آن برای فیودور حضور مادری دوست‌داشتنی و خلاق، قصه‌های پریانی که دایه‌های روستایی متعدد نقل می‌کردند، دیدار خاله، و دوستی با برادر بزرگ‌ترش، میخاییل، بود که بعدها نزدیک‌ترین دوست و همکار داستایفسکی شد. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۲۰)

داستایفسکی هرگز اعتقاد نداشت که بـرای رسیدن به جامعه‌ای بهتر می‌توان و بـایـد دست به ‌انقلاب خشونت‌بار زد. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۳۲)

داستایفسکی، سال‌ها پس از نوشتن همزاد، در نوامبر ۱۸۷۷ نوشت، اگرچه این رمان اولیه مشکلاتی از نظر «فرم» دارد، اما «اندیشه بیان‌شده در آن روشن است و هرگز در هیچ‌یک از نوشته‌هایم اندیشه‌ای جدی‌تر از این مطرح نکرده‌ام.» (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۵۰)

داستایفسکی در همزاد به‌ما می‌گوید ما نباید بخواهیم بخشی از خومان، خودی را که بوده‌ایم، نفی کنیم؛ ما نباید آزادی‌مان را نفی کنیم. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۶۰)

آن نظریه‌ای که انگیزه جنایت راسکولنیکوف شده است شاید به‌نظر بسیار شبیه این نظریه نیچه بیاید که آدم‌ها را می‌توان به دو دسته «سرور» و «بنده» تقسیم کرد، که گروه نخست آدم‌های واقعا خلاقی هستند که توانایی و حق انتخاب ارزش‌های خاص خودشان را دارند. اما تفاوت مهمی میان این دو دیدگاه است که نباید از نظر دور داشت. «سرور» نیچه، یک «فوق‌انسان» بالقوه، خواستار قدرت فقط بر خویشتن است، خواستار انتخاب و عمل بر وفق ارزش‌های خویش است تا بتواند توانایی‌هایش را به‌نهایت درجه بپروراند. اما آدم «فوق‌عادی» راسکولنیکوف خواستار اعمال قدرت بر دیگران است. «فوق‌انسان» نیچه یک هنرمند است، در وسیع‌ترین معنای کلمه؛ الگوی آدم «فوق‌عادی» راسکولنیکوف ناپلئون است. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۸۲)

داستایفسکی در اهریمنان بر ما فاش می‌کند از چه چیزی بیش‌ازهمه می‌ترسد: بدترین راه‌های ممکنی که در تصور او آدم‌ها می‌توانند از آزادی‌شان استفاده کنند. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۱۱۱)

داستایفسکی در رمان بعدی‌اش، که شاهکار اوست، یعنی برادران کارامازوف به این بحث می‌پردازد که ما چگونه باید از آزادی‌مان استفاده کنیم تا به‌خدا ایمان بیاوریم تا نیهیلیست نشویم و از عواقب ویرانگر آن – جنون، خودکشی، و روا دانستن تباه کردن دیگران – در امان بمانیم. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۱۱۲)

از نظر داستایفسکی بسیار مهم است که ما آزادانه خدا را بپذریم. بنابراین، به نظر او معجزات نباید نقشی در ایمان آوردن یا بر سر ایمان ماندن داشته باشند. معجزات تردیدی در وجود خدا بر جای نمی‌گذارند. وقتی معجزه رخ می‌دهد ما مجبور می‌شویم به خدا ایمان بیاوریم، و دیگر ایمان آوردن به خدا موکول به اراده آزاد آدمی نمی‌شود که بخواهد ایمان بیاورد یا نیاورد. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۱۲۵)

کل فلسفه داستایفسکی به‌این عقیده بند است که ما در معنای اختیارگرایانه‌اش آزاد و مختار هستیم. (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۱۳۴)

ما چه با داستایفسکی موافق باشیم که «اخلاق» باید مبتنی بر «دین» باشد، چه با او موافق نباشیم، بی‌تردید ارزش‌های اخلاقی او ستودنی است. داستایفسکی تصویر خیالی خود را از جهان آرمانی‌اش به‌دست می‌دهد و بعید است کسی آن تصویر را ازنظر اخلاقی برتر از جهان پر از حرص و آز، نابرابری، حسد، و خونریزی کنونی نداند. او درباره جهان آرمانی‌اش می‌گوید: «در آن جهان انسان‌ها همه با هم همدل خواهند بود… و آزادی کامل انسان‌ها برقرار خواهد بود، با این تعریف از آزادی که آزادی همدلی مشفقانه‌ای است که ضامنش اعمال ماست، نمونه‌وار زیستن ماست، نیاز واقعی ما به برادری است، و نه تهدید گیوتین، و نه تهدید گردن زدن میلیون‌ها آدم…» (کتاب فلسفه داستایفسکی – صفحه ۱۳۸)

مشخصات کتاب

  • عنوان اصلی: فلسفه داستایفسکی
  • نویسنده: سوزان لی‌ اندرسن
  • ترجمه: خشایار دیهیمی
  • انتشارات: نو
  • تعداد صفحات: ۱۴۳
  • قیمت :۱۸۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *