معرفی کتاب مردن

-《نه، نه، تو نمی میری ، ولی من هم بدون تو زنده نمی مانم.》
-《 عزیز دلم ، عقیده ات عوض می شود .》


حق با فلیکس است ؛ هرچه فلیکس به مرگ نزدیک تر می شود ، ماری هم از فلیکس فاصله بیشتری می گیرد . 《مردن》 گویی هم مردن فلیکس است هم مردن عشق ماری به فلیکس به نفع جان گرفتن دوباره شور زندگی در ماری ؛ در بازی مرگ و عشق ، برنده زندگی است.


آرتور شنیتسلر در نو و ل مردن ، مانند روان کاوی تیزبین ، تحلیل گر احوال فلیکس است که پروفسور برنارد سهم باقی مانده او را از زندگی یک سال تخمین زده است( غافل از آنکه سهم باقیمانده خودش از سهم فلیکس هم کمتر است !)و اکنون فلیکس روز به روز و لحظه به لحظه از معنای نامش ، 《خوشبخت》 و 《 شاد کام 》، تهی تر و تهی تر می‌شود و در چنبره فلاکت و تلخ کامی گرفتار تر ؛برخلاف ادعایش که حالا مسئله فقط این است که آخرین سال را به بهترین شکل ممکن زندگی کند و مردی است که 《لبخند به لب 》با این دنیا به دام می کند.
او که در پاسخ به سخن ماری :

《 با تو زندگی کردم ، با تو هم میمیرم .》

با قاطعیت می گفت :《 تو با من نمی میری ، من چنین اجازه‌ای به تو نمی‌دهم 》

تا آنجا پیش می‌رود که چون بیماری روانی هر کاری می کند تا ماری را نیز از لذت زندگی محروم کند و با خودش در دام مرگ همراه سازد . حتی مواجهه با بیماری‌اش نیز ؛ که نام آن را نمی خوانیم و فقط در ادامه بر اساس علایمش آن را حدس می زنیم ، بیمار گون می نماید و اگر در توصیف اشنیتسلر نظر پروفسور برنارد به داد فلیکس نمی‌رسید ، میشد او را مبتلا به مرض بیماری هراسی هم دانست . اما ماری ، که همه‌چیز حاکی از عشق راستینش به فلیکس است ، به جایی می‌رسد که تصمیم می‌گیرد از شدت علاقه خود به فلیکس بکاهد و در اجرای این تصمیم با دشواری چندانی نیز روبرو نمی شود ؛ چون رفتار فیلیکس راه را برای او هموار می‌کند با این حال او در مراقبت از فلیکس بیمار هیچ کم نمی‌گذارد و در این میان تنها حامی اش دوستشان آلفرد پزشک است که از ماری می‌خواهد نگذارد فلیکس دیوانه فکرش را مغشوش کند .

در اواخر ماجرا ماری موفق می‌شود خود را از شبح مرگی که در فلیکس لانه کرد رها کند ، فلیکسی که حال به ماری می‌گوید:

《 با هم ، با هم ، مگر این خواست تو نبود ؟ من هم می ترسم تنها بمیرم . حاضری ؟ حاضری ؟ 》

البته که ماری حاضر نیست ؛ زندگی بسی با ارزش تر از عشقی است که اکنون تبدیل شده به ضد خود ، تنها مرگ می پراکند و حسرت زندگی های پس از خود را می خورد .


باری ، آرتور اشنیتسلر نویسنده شهیر اتریشی، که پزشک و روان درمان نیز بود ، در مردن هم توانایی خود را در توصیف و تحلیل احوال شخصیت هایش نشان می دهد و ثابت می‌کند که فروید حق داشت او را تحسین کند و حتی به او رشک ببرد و بگوید همه دانشی که خودش با کار پرمشقت بر روی دیگران کسب کرده است انگار اشنیتسلر با شهود و درون نگری دریافته است . در نهایت گفتنی است ترجمه علی اصغر حداد هم زیبا و خوش خوان از کار درآمده است.

مشخصات کتاب

  • عنوان:مردن
  • نویسنده: آرتور شنیتسلر
  • ترجمه: علی اصغر حداد
  • انتشارات: ماهی
  • تعداد صفحات: ۱۴۴
  • قیمت : ۱۳۰۰۰ تومان
  • این مطلب برگرفته شده از مجله رود شماره ۲ به قلم مالک حسینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *