معرفی کتاب هرس

کتاب هرس به قلم نسیم مرعشی، حکایت غمگین مردی را روایت می‌کند که پس از پایانِ جنگ به دنبال همسر گمشده‌اش می‌گردد و او را در مکانی عجیب پیدا می‌کند.

این رمان دومین اثر از نسیم مرعشی است. کتاب هرس تجربه ای متفاوت از رمان نخست او یعنی رمان پاییز فصل آخر سال است.

نسیم مرعشی با نوشتن کتاب خوبِ پاییز فصل آخر سال است، توانست برنده جایزه ی ادبی جلال آل احمد شود.

در قسمتی از پشت جلد کتاب هرس آمده است:

اگر پاییز فصلِ آخر سال است روایت بلاتکلیفی و تردید های یک نسلِ آرمان خواه بود و سرگشتگی شان، هَرَس رازهایی را روایت می کند که سرنوشتِ پسران و مادرانی را رقم زد که در لایحه های تاریخی غلیظ گم شدند… هَرَس روایتی است برآمده از دلِ تاریخِ جنگِ طولانی ایران و عراق.

داستان این رمان در مورد زندگی مشترک زوج خرمشهری به نام های رسول و نوال است که با شروع جنگ و مرگ اولین فرزندشان هیچگاه به شکل عادی خود باز نمیگردند.

با اینکه جنگ تمام شده اما نوال هنوز آن را نپذیرفته و در بهت روزهای جنگ به سر می برد و سعی می کند با به دنیا آوردن فرزندی پسر به خودش امید دهد که جنگ پایان یافته و می تواند زندگی اش را از نو شروع کند و…

در قسمت دیگری از پشت جلد کتاب آمده است:

مرعشی با استفاده از فضاهای متعدد روایی سرنوشت این خانواده ‌را در دوره‌ زمانی طولانی‌ ای روایت می‌ کند. قصه آدم‌هایی که برای گذر از خاطراتی دور یا نزدیک ناچار شده‌اند به بازخوانی آن‌ ها. به همین خاطر “هرس” رمانی است قصه‌ گو با چندین روایت فرعی مهم که مخاطبش  را در عین تماشای شهر به دل طبیعت مرموز خوزستان هم می‌ برد. رمانی برای روایت وجدان‌ های ناآرام…

کتاب هرس یک کتاب ساده و کم حجم در ۱۸ فصل کوتاه است که از صفحه های نخست با لهجه جنوبی شخصیت ها شما را در خود غرق می کند و شما را می برد به جنوب و زمان جنگی که فضای آن در کتاب به خوبی بازسازی شده است.

همه حس ها در این کتاب آنقدر قوی و واقعی هستند که به خوبی می شود درکشان کرد. داستانی غمگین که بعد از خواندن هر خط با خود فکر می کنید که ای کاش هیچ وقت جنگی هرگز وجود نداشت و همه در صلح و آرامش زندگی می کردند.

هرس داستان عشق به همسر و فرزند و تاثیر فقدان عزیزان بر روح و روان آدم‌هاست. «مسعود بربر»، نویسنده و پژوهشگر ایرانی در نشست‌های داستان‌خوانی دوشنبه‌هایش درباره‌ی این اثر مرعشی گفته است: «اغلب وقتی نخستین اثر یک نویسنده تازه کار با استقبال رو به رو می‌شود، دو خطر وجود دارد؛ یکی آن‌که نویسنده محافظه‌کاری در پیش بگیرد و همان سبک را ادامه دهد تا موفقیتش را تضمین شده تصور کند و دیگری هم اینکه نویسنده از سرنوشت آثار بعدی بیم‌ناک باشد و دائم درگیری ذهنی‌اش این باشد که نکند اثر دوم به اندازه اثر قبلی خوب و موفق نباشد و همین موضوع باعث شود نویسنده در نوشتن محتاط شود. خوشبختانه هیچ از این دو اتفاق در اثر دوم نسیم مرعشی رخ نداده و هرس علیرغم آن‌که نسبت به «پاییز فصل آخر سال است» تجربه‌ای کاملاً متفاوت به شمار می‌رود، اما با موفقیت هم رو به رو شده است.»

نسیم مرعشی روزنامه‌نگار، نویسنده و فیلم‌نامه نویس است. در سال ۱۳۶۲ به دنیا آمد. کودکی و نوجوانی را در اهواز گذراند. در آن دوران جز جنگ و محرومیت چیز دیگری در مناطق جنوبی ایران نبود. همین روزگار پر‌تلاطم دهه‌ی شصت بر روحیه‌ی او مانند بسیاری از هم‌نسلانش بسیار تاثیر‌گذار بود. او در دانشگاه علم و صنعت مهندسی مکانیک خواند اما هیچ وقت در این حوزه فعالیت حرفه‌ای نداشت. در سال ۱۳۸۵ در هفته‌نامه‌ی «همشهری جوان» روزنامه‌نگاری را آغاز کرد. هفته‌نامه‌ای که در دوران خود محبوب و پر‌تیراژ بود و بسیاری از اعضای تحریریه‌اش امروز نویسندگانی مطرح هستند.

مرعشی پس از مدتی به نویسندگی روی آورد و اولین داستانش به نام «سنگر» را منتشر کرد. این داستان کوتاه که در مجموعه کتاب «پرسه در حوالی من» منتشر شد با الهام از دوران جنگ‌زدگی و حضور مردم در پناه‌گاه‌ها نوشته شد.

اولین رمان مرعشی در سال ۱۳۹۳ با نام «پاییز فصل آخر سال است» منتشر شد. کتابی پر‌مخاطب که به سرعت به چاپ‌های بعدی رسید و تا‌کنون بیش از ۳۰ نوبت تجدید چاپ شده‌است. این کتاب جایزه‌ی ادبی جلال آل‌احمد را دریافت کرد. محبوبیت غیر‌قابل پیش‌بینی اولین کتاب مرعشی نزد مخاطبین و منتقدین، کار را برای او سخت کرد و نگاه‌ها متمرکز بر کار بعدی او شد.

هرس نام رمان بعدی نسیم مرعشی است. کتابی که بی‌تردید به لحاظ ادبی، ساختاری و محتوا یک پله از اثر اول او بالاتر است. هرس روایت زندگی «نوال» و «رسول» زوجی جنگ‌زده است که اولین فرزندشان را در اوایل جنگ در خرمشهر از دست داده‌ و به اهواز پناه آورده‌اند. مواجهه‌ی متفاوت این دو نفر با آن‌چه پشت سر گذاشته‌اند خط اصلی داستان را تشکیل می‌دهد. او با انتشار این کتاب جایگاه خود را در میان نویسندگان صاحب سبک معاصر تثبیت کرد.

شاید نوال راست گفته بود؛ گذشته از زندگی آن ها پاک نمیشد. رسول این همه سال بی خود با آن جنگیده بود. آن جا، زیر آن خاک که داشت دفنش میکرد، دلش خواست تمام آن روزها برگردند و همه شان را طوری که بودند زندگی کند؛ طوری که واقعا بودند. نه آن طور تقلبی که خودش ساخته بود. خواست سال ها برای شرهان عزاداری کند. آن قدر گریه کند که از چشم هایش خون بیاید. خواست قبل از مردن برود خرمشهر خانه ی خرابش را ببیند، مثل همه که رفته بودند و دیده بودند. خواست حالا که قرار است بمیرد توی خرمشهر بمیرد. کنار شرهان. کنار خانه اش. کنار زندگی اش با نوال؛ که همان روز اول جنگ با پسرش خاک شد و از دست رفت.

تو جنگه ندیدی. دروغ میگی که دیدی. اگه دیده بودی میدونستی فرقی نداره کی سر قبر کی گریه کنه. کی بچه ی کیه بزرگ کنه. میدونستی همین که زنده‌ن بس‌شونه.

باد می آمد و زیر عبای نوال می زد. ناگهان عبا را باد برد. بچه چشم های سیاهش را باز کرده بود و به نوال نگاه می کرد. انگار التماسش میکرد که از آن جا ببردش. نوال تکانی خورد. این بچه برای اولین بار به چشم نوال آدم کاملی آمد که بزرگ خواهد شد. نوال از چشم هایش ترسید. از انگشت های بچه که اینقدر پُر زور مشت شده بودند. از لثه های سفتش که پستانک را چسبیده بودند و ول نمی کردند. از پوست تیره اش که شبیه عراقی هایش می کرد. از مو و ابروهای سیاهش. همه چیز این بچه ی غریبه او را می ترساند.

مشخصات کتاب

  • کتاب هرس
  • نویسنده: نسیم مرعشی
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۱۸۵
  • قیمت : ۳۲۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *