معرفی کتاب همه دروغ می گویند

اگر همه دروغ می‌گویند پس چه کسی راست می‌گوید؟ گفته‌های مردم در مورد خودشان، درآمدشان، عقاید و جهت‌گیری‌های اجتماعی‌شان اندکی با چاشنی دروغ همراه است. اغلب افراد در پاسخ به پرسش‌های حضوری و نظرسنجی‌ها در گفتن حقیقت اغراق می‌کنند. اما آنها تنها در یک موقعیت حقیقت را می‌گویند و آن زمانی است که با اینترنت و گوگل تنها باشند. کاربران هرروزه اطلاعات زیادی را به اینترنت اضافه می‌کنند. گوگل با داشتن حجم انبوهی از اطلاعات و داده‌ها از این اطلاعات به درستی استفاده می‌کند. کلان داده‌ها منجر به پیدایش علم جدیدی به نام «علم داده» شده است. متخصصین این حوزه کسانی هستند که با کمک الگوریتم‌ها حقیقت محض را از دل داده‌های کلان بیرون می‌کشند و واقعیت‌ها را بیان می‌کنند.

کتاب همه دروغ می‌گویند اثر استفنس داویدوویتز و از مجموعه خرد و زندگی نشر گمان است. هدف مجموعه خرد و زندگی، ساده کردن فلسفه و دعوت به تفکر درباره معنای زندگی برای همه انسان‌ها است.

استفنس داویدوویتز کارشناس کلان داده (Big Data) و دانش‌آموخته رشته فلسفه و اقتصاد از دانشگاه‌های استنفورد و هاروارد است. همه دروغ می‌گویند کتاب اول داویدوویتز است و در حدود یک سال و نیمی که از انتشارش می‌گذرد، شهرت زیادی نصیب نویسنده‌اش کرده است.

درباره کتاب همه دروغ می‌گویند

حرف اصلی این کتاب این یک جمله است: «ما به همه دروغ می‌گوییم به جز جستجوگر گوگل». داویدوویتز  در این کتاب درباره انبوه اطلاعاتی که شرکت‌ها بزرگ به ویژه گوگل از مردم جمع می‌کنند همان Big Data و کاربرد آنها در مطالعات جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه و شناسایی رفتارها و عادات جوامع مختلف صحبت می‌کند. او در این اثر به موضوع جالبی اشاره می کند و آن هم این است که ما ممکن است درباره موضوعی که ذهنمان را مشغول کرده مثلا یک دل پیچه شبانه به شریک زندگی‌مان چیزی نگوییم اما حتما به سراغ گوگل می رویم تا ببینیم دردمان ممکن است نشانه چه چیزی باشد. ما ممکن است با اطرافیانمان صادق نباشیم اما از گوگل نمی‌توانیم چیزی را مخفی کنیم در نتیجه گوگل تبدیل به انبار بزرگی از داده‌های رفتاری انسان‌ها می‌شود که می‌توان در تحلیل‌های بزرگ علمی در رشته‌های مختلف از آنها استفاده کرد.

در این کتاب نویسنده برای اثبات این حرف خود، مثال‌ها، داستان‌ها و مصادیق گوناگون و جالبی می‌آورد که شنیدن و خواندشان برای همه به خصوص کاربران همیشگی اینترنت جذاب خواهد بود.

الان داده‌ها از چند جهت اهمیت بسیاری دارد. در ابتدا باید گفت که داده‌های کلان داده‌ها هیچگاه دروغ نمی‌گویند. زیرا این اطلاعات از سوی رفتار سانسور نشده‌ و واقعیت‌های زندگی افراد جامعه جمع آوری می‌گردد. این مسئله در بررسی موضوعات حساسی مانند جهت‌گیری‌های سیاسی، تحلیل‌های جامعه‌شناسی اهمیت دو چندان دارد. دومین مولفه‌ای که کلان داده‌ها را با اهمیت جلوه می‌دهد سرعت تحلیل و آشکار سازی حقایق است. در این رابطه می‌توان به تمایل نژاد پرستی در برخی از ایالت‌های آمریکا اشاره کرد. استفسن در کتاب خود انتخابات سال ۲۰۰۴ آمریکا را مثال می‌زند. به عقیده‌ی اغلب افراد، شمال و جنوب آمریکا مرز نژاد پرستی به حساب می‌آید اما بنابر تحلیل کلان داده ها این مرز متعلق به مناطق شرقی و غربی آمریکا است. او هم‌چنین با بیان بررسی جوک‌های نژادپرستی نتیجه گرفته است که اوباما تنها به دلیل رنگ پوست خود رای‌های زیادی را از دست داده است. پیروزی اوباما در انتخابات این مسئله را به حاشیه می‌راند. اما رویکرد نژادپرستانه، نقش قابل توجهی در پیروزی ترامپ در سال ۲۰۱۶ ایفا کرده است. متخصصین داده معتقدند جوک‌ها و مطالب نژاد پرستانه‌ در بخش‌هایی از ایالات آمریکا بیش‌تر از سایر قسمت‌ها سرچ شده است. این نتایج ارتباط معناداری با رنگ پوست ساکنین و نتایج انتخابات و پیروزی ترامپ داشته است.

قابلیت دیگر کلان داده‌ها تمرکز بر یک بخش خاص از اطلاعات بسیار بسیار زیاد در دسترس است. نویسنده در این رابطه مسئله‌ی اسلام هراسی را عنوان کرده است. دانشمندان داده با تحلیل سرچ‌های مردم در این رابطه متوجه شدند  با تمرکز بر اطلاعات جدید و تحریک حس کنجکاوی مردم می‌توان مسئله را از یک زاویه جدید بررسی نمود. اوباما در یکی از سخنرانی‌های خود به جای بیان صحبت‌های کلیشه‌ای در مورد مسلمانان و اسلام هراسی تنها از «عبارت ورزشکاران و سربازان مسلمان» استفاده نمود که این جملات موجب افزایش جستجوهای مثبت و موثری نسبت به این موضوع شد.

داده‌های کلان انجام آزمون‌های علت و معلولی را بسیار آسان‌ کرده‌اند. پیش‌ترها برای انجام این دسته از آزمون‌ها که به A/B تست شهرت دارند به زمان و هزینه‌ی زیادی احتیاج بود. اکنون با استفاده از کلان داده‌ها می‌توان اطلاعات زیادی را از این آزمون‌ها استخراج نمود و رفتار کاربر را مورد تحلیل قرار داد. یکی از نکات منفی در استفاده از کلان داده‌ها، تنوع متغیرهای درگیر در آن است. افزایش الگوهای تصادفی موجب تحلیل غلط اطلاعات می‌گردد و دانشمندان در ارائه نتایج دچار اشتباه می‌گردند.

استفاده از کلان داده‌ها مزیت زیادی برای جامعه به ارمغان آورده است. اما امکان سو استفاده از این اطلاعات توسط نهادها و موسسات نیز وجود دارد. سواستفاده از حریم خصوصی مردم یکی از نگرانی‌های دانشمندان علم داده است.

همه دروغ می‌گویند. مردم در مورد تعداد نوشیدنی‌هایی که در راه خانه خورده‌اند راست نمی‌گویند. درباره‌ی این‌که چند وقت یک‌بار باشگاه می‌روند، قیمت کفش‌های جدیدی که خریده‌اند چقدر بوده، یا این‌که فلان کتاب را خوانده‌اند یا نه دروغ می‌گویند. آدم‌ها می‌گویند «در تماس خواهیم بود» در صورتی که دیگر خبری ازشان نمی‌شوند. می‌گویند از دست تو ناراحت نیستند ولی هستند. می‌گویند دوستت دارند در حالی که ندارند. با این‌که در لجن دست و پا می‌زنند می‌گویند خوشحالند. می‌گویند زن‌ها را دوست دارند حال آن‌که در حقیقت از مردها خوش‌شان می‌آید.

مردم به دوست‌ها دروغ می‌گویند؛ به رئیس‌ها دروغ می‌گویند؛ به بچه‌ها دروغ می‌گویند؛ به پدر و مادرها دروغ می‌گویند؛ به دکترها دروغ می‌گویند؛ به همسرها دروغ می‌گویند؛ حتی به خودشان هم دروغ می‌گویند. و بی‌برو برگرد به پیمایش‌ها [مطالعات، پرسشنامه‌ها و نظرسنجی‌ها] هم دروغ می‌گویند.

ست استیونز دیویدُویتس که از این به بعد او را ست صدا می‌کنیم به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از پرسشنامه‌ها، نظرسنجی‌ها و ورودی‌های مطالعات دانشگاهی، با اطلاعات و داده‌هایی تکمیل می‌شوند که واقعی نیستند.

او مثلاً به مطالعه‌ای مربوط به سال ۱۹۵۰ اشاره می‌کند که در شهر دِنوِر آمریکا انجام شده و در آن سوال‌های مختلفی از مردم پرسیده‌اند. از جمله این‌که:

  • آیا برای رأی دادن ثبت‌نام کرده‌اند؟
  • آیا در انتخابات ریاست‌جمهوری قبلی شرکت کرده‌اند؟
  • آیا در یک مراسم خیریه، کمک مالی کرده‌اند؟
  • آیا کارت عضویت کتابخانه دارند؟

در مورد این سوال‌ها، داده‌های واقعی (Hard Data) وجود دارد. یعنی می‌توان واقعاً آمار ثبت‌نام‌کنندگان یا کمک‌کنندگان را داشت. مقایسه‌ی داده‌های واقعی با آن‌چه مردم در پاسخ به سوالات پرسشنامه‌ها مطرح کرده‌اند نشان می‌دهد که مردم، تصویری غیرواقعی از خود ترسیم می‌کنند.

این مسئله از نظر سِت آن‌قدر مهم است که (با کمی بی‌دقتی و بدون استناد دقیق که در تمام کتاب او مشهود است) می‌گوید: «مردم در زندگی واقعی حدوداً یک سوم اوقات دروغ می‌گویند. این عادت به پیمایش‌ها هم راه پیدا می‌کند.»

کتاب همه دروغ می گویند چه راهکاری را پیشنهاد می‌دهد؟

سِت در این‌جا یک پیش‌فرض را مطرح می‌کند (البته او این را یک اصل می‌داند و نه یک فرض): مردم در فضای دیجیتال، رد پای بسیار قابل‌اطمینانی از واقعیت‌های زندگی خود به جا می‌گذارند.

ست معتقد است که به جای این‌که از مردم بپرسید «آیا افسرده هستی» بهتر است ببینید آیا تا کنون، درباره‌ی روش‌های غلبه بر افسردگی در گوگل جستجو کرده‌اند؟

یا به جای این‌که از هزار نفر بپرسید که آیا از بچه‌دار شدن پشیمان هستند، بهتر است ببینید چند درصد مردم، چنین عبارتی را در گوگل جستجو می‌کنند.

او از این‌جا وارد بحث علم داده و همین‌طور موضوع کلان داده یا بیگ دیتا می‌شود. اگر بخواهیم به طور خلاصه صحبت کنیم، حرف ست این است که دانشمندان علوم اجتماعی، بهتر است به جای طراحی پرسشنامه و سوال کردن مستقیم از مردم، داده‌های عظیمی را که از رفتار مردم در اینترنت، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی وجود دارد بررسی کنند:

علوم اجتماعی کم‌کم دارد به علمی واقعی تبدیل می‌شود.

… چه عاملی پوپر را تحریک کرد که علیه دانشمندان علوم اجتماعی عَلَم جنگ بردارد؟
وقتی پوپر با بهترین روشنفکران زمانش معاشرت می‌کرد – بهترین فیزیک‌دانان، بهترین تاریخ‌دانان، بهترین روان‌شناسان – توجهش به تفاوت جالبی جلب شد. وقتی فیزیکدانان حرف می‌زدند، پوپر به کارشان باور داشت. بی‌تردید آن‌ها هم گاهی دچار اشتباه می‌شدند یا از سوگیری ناخودآگاهشان فریب می‌خوردند. اما فیزیکدانان درگیر فرایندی بودند که مشخصاً حقایق عمیقی درباره‌ی جهان برملا می‌کرد و در نظریه‌ی نسبیت انیشتین به اوج می‌رسید. در مقابل وقتی مشهورترین دانشمندان علوم اجتماعی جهان حرف می‌زدند، پوپر احساس می‌کرد به مشتی یاوه گوش می‌دهد.

پوپر تنها کسی نیست که میان دانشمندان علوم اجتماعی و دانشمندان فیزیک تفاوت قائل می‌شود. تقریباً همه اتفاق‌نظر دارند که فیزیکدانان، شیمیدانان و زیست‌شناسان دانشمند واقعی‌اند. آن‌ها برای شناخت عملکرد جهان فیزیکی از آزمایش‌های دقیق علمی بهره می‌گیرند. در مقابل، بسیاری از مردم معتقدند اقتصاددانان، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، دانشمندان علوم انسانی هستند که اصطلاحات بی‌معنی بلغور می‌کنند تا به کرسی استادی برسند.

مشخصات کتاب

  • عنوان: همه دروغ می گویند
  • نویسنده: ست استیونز
  • ترجمه: ریحانه عبدی
  • انتشارات:گمان
  • تعداد صفحات: ۳۰۰
  • قیمت: ۴۵۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *