معرفی کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم

«کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» روایت‌هایی گیرا و خواندنی و حاصل تجربه‌های شخصی اسلاونکا دراکولیچ( -۱۹۴۹ )، روزنامه نگار اهل کرواسی است. این کتاب، مشاهدات نویسنده از زندگی دوستان و آشنایانش در دیگر کشورهای اروپای شرقی تحت حکومت‌های کمونیستی است.

کتاب کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدیم اولین جلد از مجموعه تجربه و هنر زندگی از انتشارات گمان است. کتابی که به این موضوعات می‌پردازد: کمونیسم – اروپای شرقی – سیاست و حکومت.

اسلاونکا دراکولیچ درباره کمونیسم و محتوای کتابش چنین توضیح می‌دهد:

یادم هست انقلاب‌ها چطور در اروپای شرقی شروع شد. اما در کشورهای کمونیستی آدم را جوری بار می‌آورند که خیال کنی تغییر غیرممکن است و از تغییر بترسی و بدگمان باشی، چون هر تغییری فقط وضع را بدتر کرده. من دست به سفر زدم تا این تغییرات بعد از انقلاب را از نزدیک خصوصا در زندگی زنان در کشورهای مختلف ببینیم. زندگی زنان به هیچ وجه زندگی هیجان‌انگیزی نیست و در واقع خیلی هم معمولی و ملال‌آور است؛ اما می‌تواند به همان اندازه تحلیل‌های تئوریک سیاسی پایان‌ناپذیر، وضعیت سیاسی یک مملکت را توضیح دهد. من با زنان در آشپزخانه‌هایشان نشستم و به داستان زندگی‌شان گوش دادم و آنها از زندگی‌شان، از بچه‌هاشان و از مردان‌شان برایم حرف زدند و من دیدم طرح کلی زندگی‌هامان تقریبا عین هم است. همه ما اجبارا زیر فشار یک سیستم کمونیستی زندگی کرده بودیم که همه آدم‌ها را به یکسان خرد می‌کرد. ما زن‌ها چشم‌انداز مشترکی هم در زندگی داشتیم که با چشم‌انداز مردها متفاوت بود. ما «از پایین» به مسائل نگاه می‌کردیم و چشم‌اندازمان ساده و پیش‌پاافتاده بود، اما امر سیاسی یعنی امر پیش‌پاافتاده.

جذابیت اصلی کتاب در این است که دراکولیچ ماهرانه، تحلیل‌هایی تامل برانگیز و انتقادی را با جزئیات زندگی روزمره درهم می‌آمیزد: شگفتی دختربچه‌ای که برای اولین بار یک عروسک خارجی می‌بیند؛ نحوه شستن رخت‌ها در خانه؛ زندگی یک استاد دانشگاه در آپارتمانی تنگ و شلوغ بی‌هیچ حریم خصوصی؛ دیوارهای رنگ و رو رفته و … .

دراکولیچ کمونیسم را چیزی فراتر از یک ایدئولوژی یا شکل حکومت می‌بیند. از دید او کمونیسم یک وضعیت ذهنی است که به این راحتی‌ها از ناخودآگاه جمعی کسانی که تحت این حکومت زندگی کرده‌اند زدوده نمی‌شود.

برای مردم دنیای کمونیسم شعار «امر شخصی، سیاسی است» به معنای واقعی کلمه صدق می‌کرد.

دراکولیچ که خود در یوگسلاوی بزرگ شده، می‌نویسد: «اینجا از همان اوایل جوانی می‌فهمید که سیاست مفهومی انتزاعی نیست، بلکه نیرویی است عظیم که بر زندگی روزمره مردم تاثیری تعیین کننده می‌گذارد… ما برای اینکه بتوانیم ادامه بدهیم، می‌بایست قلمروهایمان را تقسیم می‌کردیم و مرزی بین زندگی خصوصی و حوزه عمومی می کشیدیم. حکومت می‌خواست همه چیز عمومی باشد… اما هرچیز عمومی متعلق به دشمن بود».

این روایت‌های گاه تراژیک و گاه طنزآمیز بهتر از تحلیل‌های تئوریک، می‌تواند وضعیت سیاسی و ذهنیت‌ افراد در حکومت‌های استبدادی را برای ما به تصویر بکشد.

فهرست مطالب کتاب عبارت است از: سخن سرپرست مجموعه / سرآغاز / قدردانی / امر سیاسی یعنی امر پیش‌پاافتاده / قهوه را که نمی‌شود تنهایی خورد / پیتزا در ورشو، کیک در پراگ / آرایش و دیگر مسائل حیاتی / یاد اولریکه، در این شب زمستانی / و اما رختشویی / عروسکی که پیر شد / عقبگرد، پیش به سوی گذشته! / رودررو با مامور سانسورم / استعداد غریب تقسیم سلولی آپارتمان‌های ما / شعبه کوچک اطلاعات / زبانِ سوپ / در نیویورک چه دیدم؟ / نامه‌ای از آمریکا / تردیدهایی درباره پالتو پوست / انتخابات، بالون سرخی که باد نداشت / اولین عشای ربانی من / رنگ دیوارهای ما / روز شروع جنگ / کمونیسم رفت و ما ماندیم / سخن آخر.

نکته مهمی که درباره این کتاب وجود دارد، این است که نویسنده به مسائل جزئی و به قول خودش پیش‌پاافتاده توجه ویژه‌ای نشان داده و در کتاب نیز درباره این مسائل بسیار نوشته است. در مقدمه کتاب، درباره این مسائل می‌نویسد:

این جنبه‌های پیش‌پاافتاده، مسائل جزئیِ روزمره، دقیقا همان چیزی بود که من می‌خواستم ببینم: مثلا، غذای مردم چه بود، چطور لباس می‌پوشیدند، چطور حرف می‌زدند، و چه‌جور خانه‌هایی داشتند؟ پودر رختشویی گیرشان می‌آمد؟ چرا خیابان‌ها پر از آشغال بود؟ خلاصه اینکه می‌خواستم جزئیات واقعیت جدید و خاطراتی را که از زندگی در کشوری کمونیستی داشتم، مثل دو پاره یک تصویر به هم بچسبانم.

آنچه کمونیسم به ما القا کرده بود، دقیقا همان سکون و بی‌حرکتی بود، این بی‌آیندگی، بی‌رویایی، ناتوانی از تصور زندگی به شکلی دیگر. تقریبا امکان نداشت بتوانی به خود دلگرمی بدهی که این دورانی گذراست، خواهد گذشت، باید بگذرد. برعکس، یاد گرفته بودیم فکر کنیم هر کاری هم که بکنیم، وضع همیشه همان‌جور می‌ماند. نمی‌توانیم تغییرش بدهیم. به نظر می‌رسید گویی آن سیستم قادر مطلق، خودِ زمان را هم اداره می‌کند. به نظر می‌رسید کمونیسم ابدی است، ما به زندگی در آن محکوم شده‌ایم، خواهیم مرد و فروپاشی آن را نخواهیم دید.

چه چیزی باعث می‌شود احساس کنیم اینقدر با مردمِ جهان تفاوت داریم که همیشه باید آنها را بالاتر از خود ببینیم و دائما این احساس را داشته باشیم که جهان ما را پایین‌تر از خود می‌بیند؟ یا شاید اصلا مرز میان ما و آنها مرزی قابل روئت و ملموس است؟ واقعا چند بار کسانی را دیده‌ایم که از مرز اتریش یا ایتالیا وارد شده‌اند و به وضوح احساس کرده‌اند که به دنیایی دیگر پرتاب شده‌اند؛ جاده‌های پردست‌انداز و کم‌نور، توالت‌های کثیفِ رستوران‌ها، بوی چرب و عجیب اتاق‌های هتل، نمای رو به ویرانی ساختمان‌ها، و خزه‌ای که رفته‌رفته دیوارِ ورودی ساختمان‌ها، دیوار حیاط‌ها، دیوار آشپزخانه‌ها، و حتی دیوار حمام‌ها را می‌پوشاند. انگار با این که ما هنوز اینجا و در میان اینها زندگی می‌کنیم، به تمامی فراموش شده‌اند و از یادها رفته‌اند. 

این کتاب به خوبی نشان می دهد دولتی که توانایی بر طرف کردن حداقل نیازهای بهداشتی عده کثیری از افراد جامعه(زنان) را ندارد نمی تواند باعث پیشرفت آن جامعه شود. نویسنده به وضوح در این کتاب نشان می‌دهد که تغییر با سقوط یک حکومت حاصل نمی‌شود و با مقایسه وضعیت قبل و بعد زندگی کمونیستی نشان می‌دهد این کشور‌ها نه تنها پیشرفت نکردند بلکه بعد گذشت سال‌ها از نابودی آن‌ها همچنان درگیر کمبودها و خلاهایی هستند که ارمغان دولت‌های کمونیستی است.
کتاب “کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدم” مملو از تصویر سازی‌های زیباست اما آن‌چه بر جذابیت کتاب افزوده، بخشی است که اسلاونکا به زیبایی فمینیست را به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند فمینیست‌ها مرد‌خوار نیستند و این همان نکته‌ای است که “چیماماندا انگوزی آدیشی” نویسنده کتاب “ما همه باید فمینیست باشیم” از آن با نام فمینیست خوب یاد می کند.

مشخصات کتاب

  • عنوان: کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدیم
  • نویسنده: اسلاونکا دراکولیچ
  • ترجمه: رویا رضوانی
  • انتشارات: گمان
  • مجموعه تجربه و هنر زندگی
  • تعداد صفحات: ۲۸۸
  • قیمت:۳۸۰۰۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *