به سبد افزوده شد

مشاهده سبد خرید

کتاب خانجون و بوی ریحون khanjon va boye reyhon

ناشر: حوض نقره

نویسنده: شرمین نادری

گروه بندی: ادبیات داستانی

98,000 تومان
73,500تومان
25 %
افزودن به سبد خرید
  • قطع: پالتویی
  • نوع جلد: شومیز
  • تعداد صفحه: 132
  • شابک: 9786001941054
  • نوبت چاپ: 5
  • سال چاپ : 1400
  • کد محصول: 9482
  • بازدید: 503 بار
  • تاریخ آپدیت: ۲ خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۱۶:۲۲

معرفی کتاب خانجون و بوی ریحون

راوی این کتاب اول شخص مفرد هست و در حال روایت داستان هایی از دوران کودکی خود در خانه ی بزرگ مادربزرگش (خانجون) در شمرون. فضای داستان بیان کننده ی حال و هوای تهران قدیمه و نویسنده با به کار گیری صنعت تشبیه خیلی خوب تونسته احساس واقعیش رو به خواننده القا کنه. ...خونه ی خانجون خونه ی بسیار بزرگی ست که تقریبا همیشه همه ی خانواده توش جمع می شن... البته خیلی از باور های خانجون هم در جمع شدن کل افراد خانواده نقش خیلی مهمی داشت. مثلا پختن حلوا هر ?شنبه برای پدر بزرگ که باید به همکاری بیشتر خانم های خانواده صورت می گرفت یا پختن آش و... ...شب وقتی دل شکسته و دماغ سوخته، گوش تا گوش تو پشت بوم، زیر آسمون ردیف شدیم و صدای مخملی دایی که پای شیر می خوند، گوشمون رو نوازش کرد و مهتاب مثل یک تصنیف اومد که شب رو قشنگ تر کنه، یه دفعه دیدیم یه فانوس عین ستاره ای که تو دل شب برق بزنه، از بیخ گوشمون بالا رفت و صدای خنده ی خان دایی و غرغر حمید آقا شوهر خاله و هیس بابا بلند شد از حیاط. فانوسه چقدر نور داشت وقتی تو شب بی ستاره بالا می رفت، برقی می زد عین خود ماه، عین چشمهای مهربون خانجون که دایی کوچیکه رو واداشته بود واسمون بادبادک فانوسی هوا کنه تا دلای کوچیکمون از سیاهی شب غبار نگیرن. بعدم که خان دایی محض غبار روبی می خوند و صداش یله می شد تو پشت خونه و بین همسایه های خواب شده وول می خورد: " امشب شب مهتابه، حبیبم رو می خوام..."